فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٨٣
سيد بحر العلوم مى گويد:
فقها به نقل اقوال و ضبط فتاواى او اهتمام ويژه اى دارند به ويژه علامه و محقق و فقهاى پس از آنها و او نخستين كسى است كه فقه راپيراست و عقل را به كار گرفت و در آغاز غيبت كبرا به بحث هاى اصولى و فرعى عمق بخشيد. (٥٧)
خلاصه آن كه فقه اجتهادى اماميه برپايه هايى استوار است كه توسط عمانى بنيان گذارى شده و شيخ مفيد و پس از او شاگردانش به اركان آن استحكام بخشيدند. با صرف نظر از اين كه، تلاش هاى تمامفقيهان ما كه به تجديد و فربهى اين دانش ـ دست يافتند همه وامدار غنابخشى و پربار ساختن فقه از سوى عمانى هستند.
شيوه اصولى عمانى
دانش اصول زاييده سده هاى متأخّر نيست؛ زيرا برخى از افكار و انديشه هاى آن درتاريخ اسلامى چنان ريشه دوانده كه به عصر حضور ائمه(ع) باز مى گردد و برخى از ديدگاه ها و انديشه هاى اصولى ذهن هاى نخبگان علمى و طبقه نخست اصحاب ائمه(ع) را به خود مشغول كرده است و آنان رساله ها و تأليفاتى دراين باره پديد آورده اند. بسان مباحث الفاظ از هشام بن حكم ـ از اصحاب امام صادق(ع) ـ كه ابن نديم آن را به عنوان «كتاب الالفاظ» آورده است. (٥٨) و كتاب ابطال القياس و نقض اجتهاد الرأى على بن راوندى كه هردو از ابوسهل نوبختى است. (٥٩)
بدين ترتيب گروهى از فقها در بالندگى و رشد انديشه اصولى سهيم بوده اند، هرچند كوشش هاى آنان دراستحكام بنياد آن تفاوت داشته است، چه، گروهى از ايشان دست به تأليف زده و گروهى فقه واستدلال هاى فقهى را برانديشه ها و مبانى اصولى بنيان نهادند به گونه اى كه از لابه لاى بحث هاى فقهى و نتايج آن، مكتب اصولى آنان هويداست.
(٥٧) فوائد رجاليه،ج٢،ص٢٢٠.
(٥٨) الفهرست،ص٢٥،فن دوم از مقاله پنجم،چاپ دارالمعرفه.
(٥٩) همان،ص٢٥١.