فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢١٥ - نگاهى به لعان و مانعيت آن از ارث در حقوق ايران دكتر محمدرضا بندرچى
گذشته نيز ديده مىشود. (٢)
قانون گذار براى رفع اين اشكال بايد در ذيل عنوان «در شرايط و جمله از موانع ارث» مندرج در صدر ماده ٨٨٠ ق.م تنها به ذكر دو مانع كفر و قتل عمدى اكتفا مىنمود و موانع مندرج در مواد ٨٨٢، ٨٨٣ و ٨٨٤ را در فصل اول از كتاب هشتم و پس از ماده ١١٦٧ ق.م بيان مىكرد. بدين ترتيب هم مطابق تأليفات فقهى، تصريح به عدم وجود توارث بين پدرِ طبيعى و ولدالزنا و نيز پدر و فرزند لعان شدهاش به عمل آمده و هم از لحاظ حقوقى، واژه «مانع» به طور صحيح به كار مىرفت. به هر ترتيب قانون مدنى، لعان و نسب ناشى از زنا را از موانع ارث شمرده است و تحقق آن را موجب عدم توارث بين زن و شوهر و نيز فرزند مربوط به لعان با پدر خويش دانسته است.
گفتار اوّل
لعان از نظر لغوى
واژه «لعان» از نظر لغوى مشتق ار مصدر «لعن» مىباشد. لعن به معناى دور ساختن و طرد كردن از خير و خوبى است و بعضى از لغويين آن را به معناى دور ساختن از خداوند و نيز نفرين و دشنام دادن مىدانند. در قرآن كريم، آيه { بَلْ لَعَنَهُمُ اللّهُ بِكُفْرِهِمْ } (بقره، آيه ٨٨) و {يَلْعَنُهُمُ اللاعِنُونَ} (بقره، آيه ١٥٩) به معناى دور ساختن و طرد نمودن از رحمت خدا است. از اين مصدر، واژه «لعن» كه جمع آن «لعان» و «لعنات» است ساخته شده كه نيز به معناى دور ساختن و طرد كردن مىباشد. بدين جهت به شخصى كه از سوى مردم مورد دشنام و ناسزا واقع شده «لعين» يعنى مطرود مىگويند. «لعان» و «التعان» و «ملاعنه» در لغت به معناى وقوع نفرين و دشنام بين دو يا چند نفر است و بدين ترتيب به عمل كسى كه خودش را مورد دشنام و نفرين قرار داده «لعان» نمىگويند، لذا چنانچه دو يا چند نفر به يكديگر دشنام دهند و نفرين كنند گفته مىشود كه يكديگر را «لعان» نمودهاند.
(٢) قواعد الاحكام ،ج ٢ ص ١٦٧ ؛ الدروس الشرعية، ص ٢٥٣؛ الروضة البهية، ج ٨، ص ٢٥ به بعد؛ تحرير الوسيله، ج ٢، ص ٣٦٩ .