واجبه تا روز قيامت.
و نيز فرمود: «الجمعة واجبةء على كلّ مسلم» نماز جمعه واجبست بر هر مسلمانى «إلا أربعة» مكر چهار كس: «عبد مملوك أو امرأة أو صبي أو مريض» بنده كه ملك يا زن يا كودك يا بيمار.
و نيز فرمود در بعضى خطبهها: «إنّ اللّه فرض عليكم الجمعة» به درستى كه حق تعالى فرض كردانيد بر شما نماز جمعه را «فمن تركها» پس هر كه ترك كند آن را «في حياتى» در ايام حيات من «أو بعد موتي» يا بعد از موت من «وله إمام عادل» و او را باشد پيشنمازى عادل «استخفافاً بها» و اين ترك او از جهت سبك دانستن و سهل شمردن او باشد اين نماز را «أو جحوداً بها» يا از روى انكار باشد آن را «فلا جمع اللّه شمله» پس جمع مكرداناد خداى عزّوجلّ پراكندكى او را «ولا بارك اللّه له في أمره» و بركت مدهاد خداى تعالى مر او را در كار او «ألا و لا صلاة له» آكاه باشيد كه نمازى نيست مر او را «ألا و لا زكاة له» آكاه باشيد كه زكاتى نيست مر او را «ألا و لا حجّ له» آكاه باشيد كه حجى نيست او را «ألا و لاصوم له» آكاه باشيد كه روزه نيست او را «ألا و لابرّله» آكاه باشيد كه نيكويى نيست و طاعتى نيست او را «حتّى يتوب» تا آن كه توبه كند. يعنى هيچ يك از عبادات و طاعات او به درجه قبول نمىرسد و هر چند بسيار كند تا آن كه توبه كند از ترك نماز جمعه و به آن بكرود و به جاى آورد.
و نيز فرمود: «مَن تَرَكَ ثَلاثَ جُمَع متعمّداً من غَير عِلّةٍ» از روى عمد، بى باعثى ضرورى «خَتَمَ اللّه عَلى قَلبه» مهر كرد خداى تعالى بر دل او «بخاتم النفاق» به آن كه دل او خالى باشد از ايمان و اظهار ايمان كند به زبان، يعنى دل او بسته شد به حيثيتى كه ايمان را درو راهى نماند.
ر.ك: وسائل الشيعه، بيروت، دار احياء التراث العربى، ج٥، ص٦.
عوالى اللئالى، ابن ابى جمهور احسائى (م ٨٨٠ ق)، تحقيق مرعشى و مجتبى عراقى، قم، چاپ اول ١٤٠٣ ق، ج٢، ص٥٤.
ر.ك: وسائل الشيعه، آل البيت، ج٧، ص٣٠٢.