فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢١٩ - نگاهى به لعان و مانعيت آن از ارث در حقوق ايران دكتر محمدرضا بندرچى
بايستد و چهار مرتبه اين جمله را عيناً تكرار كند: (٩)
«اشهد باللّه انى لمن الصادقين فيما قلت من قذفها أو نفي ولدها» و سپس يك مرتبه هم بگويد:
«لعنة اللّه علىّ ان كنت من الكاذبين». پس از شوهر، زن نيز، بايد چهار مرتبه بگويد: (١٠)
«أشهد باللّه انه لمن الكاذبين في مقالته من الرمي بالزنا أو نفي الولد» و در مرتبه پنجم بگويد: «انّ غضب اللّه علىّّ إن كان من الصادقين».
پس از اين تشريفات، آثار زير به وجود مىآيد:
الف) سقوط حدّ قذف از شوهر و حدّ زنا از زن (در صورتى كه لعان در اثر نسبت دادن زنا به زن باشد)،
ب) انحلال رابطه زوجيت بين زن و شوهر (بدون نياز به اجراى طلاق)،
ج) ايجاد حرمت دائمى بين زن و شوهر به طورى كه تا ابد نمىتوانند با يكديگر رابطه زوجيت برقرار سازند (١١) (ماده ١٠٥٢ ق.م)،
د) قطع رابطه توارث بين زن و شوهر،
هـ) سلب انتساب فرزند از پدر (در صورتى كه لعان براى نفى ولد به عمل آمده باشد) و عدم ارث بردن از يكديگر.
گفتار دوم
آثار حقوقى لعان از جهت وراثت
از لحاظ حقوقى، تحقق لعانى كه به جهت نفى نسب فرزندى كه قانوناً ملحق به شوهر شناخته مىشود، باعث قطع رابطه پدر و فرزندى بين آنان مىگردد؛ بدين صورت كه آن دو
(٩) تحرير الوسيله، ج ٢، ص ٣٦١.
(١٠) همان.
(١١) ابوحنيفه معتقد است چنانچه پس از لعان، زوج از ادعاى خود برگردد و مجازات قذف را تحمل كند مىتواند مجدداً با همسر خود ازدواج كند (الانتصار، ص ١٠٨؛ الخلاف، ج ٣، ص ٣٩).