فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٦ - پژوهشى در قضاوت زنان سيد محسن موسوى گرگانى
مسأله، ذكرى از اجماع به ميان نياورده است، بلكه پس از نقل سخن ابوحنيفه كه در بعضى از موارد، قضاوت زنان را پذيرفته است و نقل قول طبرى كه آن را مطلقا قبول كرده است، دليل خود را بر عدم جواز قضاوت زنان، اصل و دو سه روايت ذكر كرده است كه پيش از اين به بعضى از آنها اشاره شد و بىترديد اگر شيخ در اين مسأله به اجماعى دست مىيافت قطعا به آن تمسك مىكرد چنان كه در باب قضا در موارد متعدد به اجماع تمسك جسته است. بنابراين ترديدى باقى نمىماند كه مسأله حرمت قضاوت زن در اسلام دست كم تا زمان شيخ، اجماعى نبوده است و اگر شبه اتّفاقى پيدا شده پس از شيخ پديد آمده است كه چندان قابل اعتناء نيست، زيرا همان طور كه اشاره شد، اتّفاق مستند، هيچ كاشفيّتى ندارد.
آيات قرآن و قضاوت زنان
آيت اللّه گلپايگانى به سه آيه از آيات قرآن نيز استدلال كرده است و در واقع استدلال ديگران را پذيرفته است: يكى از آن آيات، آيه ٣٤ سوره نساء است:
{ الرّجال قوّامون على النّساء بما فضّل اللّه بعضهم على بعض و بما أنفقوا مِنْ أموالهم... . }
ظاهر آيه قيموميت مردان بر زنان است و اگر زن قاضى شود، عكس مفاد آيه پيش مىآيد.
به گمان ما اين سخن، عجيب است، زيرا آيه ياد شده اصلاً ربطى به مسأله قضاوت ندارد و ديگر اين كه لازمه قضاوت زن قيمومت او بر مردان نيست. ادامه آيه، به وضوح دلالت مىكند كه آن در باره خانواده و زن و شوهر وارد شده است و شأن نزول آن نيز همين معنا را تأييد مىكند.
دومين آيهاى كه در كلام مرحوم گلپايگانى مورد استفاده قرار گرفته آيه ٢٢٨ سوره بقره است:
{ وَ لهنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بَالْمَعْرُوفِ وِ لِلرَّجَالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ.}