فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٤٣
ابن جنيد را در پايهريزى شيوهاى نوين در مباحث فقهى مورد غفلت قرار دهد؛ زيرا او پس از ابن ابى عقيل عمانى دومين شخصيت علمى است كه از شيوه مورد عمل فقهاى شيعه در طول سه سده متوالى پا را فراتر گذاشت. ابن جنيد در لا به لاى نگاشتههاى گستردهاش كوشيده است به شكل و محتواى فقه جانى تازه ببخشد. محورهاى اساسى اين تأثيرگذارى را مىتوان در پنج محور ذيل مورد بررسى قرار داد:
الف) بنيانگذارى فقه تفريعى
پيش از ابن جنيد اسكافى مكتب فقهى بغداد با فقه تفريعى و فرع سازى در فقه و رها ساختن فقه منصوص آشنا نبود. ابن جنيد با اين كار خود خواست فقه را از بند نصّ و انحصار آن در مجموعهاى از مسائل فقهى كه در نص روايات آمده، خارج سازد تا فقيه بتواند بر فرع سازى از نصوص و فرض مسائل و افزودن آنها توانا گردد.
شهيد صدر در بررسى طبيعت اين مرحله و تبيين گامهاى نخستين طرح فقه تفريعى چنين مىگويد:
لازم است از متون فقهى پيشين كه شيخ طوسى نگاشته اين نكته را در يابيم كه انتقال انديشه فقهى از دورهاى كه تنها بر مسائل اصلى بسنده مىشد و تنها بر نصوص روايات تكيه مىشد به دوره تفريع و تطبيق قواعد بر فروع، ناگهان به دست شيخ و بدون زمينهسازى پيشين انجام نگرفته است، بلكه در واقع دگرگونىاى كه شيخ در انديشه فقهى ايجاد كرد، پيش از او توسط دو استادش سيد مرتضى و شيخ مفيد و پيش از آنها توسط ابن ابى عقيل و ابن جنيد ـ چنان كه قبلاً اشاره كرديم ـ زمينهسازى شده بود. اين بذرهاى اوليه از نظر علمى اهميّت فراوان داشته است. حتى از ابو جعفر ابن معد موسوى ـ از عالمان پس از شيخ طوسى ـ نقل شده كه به كتاب فقهى ابن جنيد به نام التهذيب بر خورده و كتابى از فقهاى شيعه بهتر و رساتر و خوش عبارتتر و داراى مفاهيمى