فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧٣ - پژوهشى در قضاوت زنان سيد محسن موسوى گرگانى
{ اِنَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِاْلحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النّاسِ بِمَآ أرَاكَ اللّهُ وَ لاتَكُنْ لِلْخَائِنينَ خَصِيماً} (٥)
{ ...فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤمِنوُنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ... .} (٦)
اين گونه آيات با صراحت و وضوح بر اين امر دلالت دارد كه يكى از ويژگىهاى پيامبر اكرم(ص) سمت قضاوت بوده است؛ بلكه از بعضى از اينها استفاده مىشود كه فلسفه فرستادن قرآن براى پيامبر(ص) همين بوده است كه آن حضرت بر اساس آن در ميان مردم حكومت و قضاوت كند.
بنابراين اگر ايمان مردم متوقّف بر پذيرش قضاوت پيامبر است و اگر فرستادن كتاب الهى براى مرجعيّت قضاوت بوده است، و اگر قرآن دستور اكيد مىدهد به اين كه بايد مسلمانان در نزاعها و مرافعاتشان به خدا و پيغمبر رجوع كنند و رجوع به طاغوت مطلقا ممنوع است، لازمه همه اينها اين است كه خداوند متعال پيامبر را به عنوان پيامبر حاكم و قاضى به سوى مردم فرستاده است.
از آنچه به اختصار بيان شد معلوم گرديد كه سمت قضاوت را خداوند متعال به پيامبر اكرم(ص) اعطا كرده است و به همه مردم دستور داده است كه بايد قضاوت او را بپذيرند، پس نفوذ قضاوت نبى اكرم(ص) ترديدپذير نيست، بلكه نفوذ قضاوت وصى نبىّ نيز انكارناپذير است؛ زيرا اولاً، در آيه ٥٩ سوره نساء كه قسمتى از آن ذكر شد، اطاعت ولى امر در كنار اطاعت رسول خدا واجب شده است، پس بايد قضاوت او كه نوعى دستور و فرمان او است واجب الاطاعه و نافذ باشد. ثانيا، روايات زيادى و جود دارد كه سمت قضاوت را سمت نبى و وصىّ نبىّ مىداند. ثالثا، ائمّه(ع)، جانشينان پيامبر و حاكمان روى زمينند و چگونه امكانپذير است كه حاكمى حق حكومت و قضاوت نداشته باشد، در حالى كه قضاوت، شعبهاى از ولايت است. رابعا، برخى از ائمّه نه تنها قضاوت كردهاند
(٥) آيه ١٠٥.
(٦) آيه ٥٩.