فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٨ - حجيت علم قاضى آيت اللّه محمد مؤمن قمى
پيامبر(ص) از منزل عايشه بيرون آمد. در اين هنگام عربى بيابانى كه شترى با خود مىكشيد، به سوى پيامبر رفت و عرض كرد: اى محمد، اين شتر را از من مىخرى؟ حضرت فرمود: اى اعرابى، چند مىفروشى؟ اعرابى عرض كرد: دويست درهم. حضرت فرمود: امّا شتر تو بيش از اين مىارزد.
پيامبر آن قدر قيمت شتر را بالا برد تا به چهار صد درهم خريد. اما همين كه پيامبر پول اعرابى را پرداخت، اعرابى دستش را به طرف افسار شتر برد [و آن را گرفت ] و گفت: هم پول و هم شتر مال من است؛ اگر محمد ادعايى دارد بايد بيّنه بياورد.
پيامبر از اعرابى خواست كه به داورى دو سالخوردهاى كه از آن جا بگذرند رضايت دهد. [او هم راضى شد. ] دو سالخورده يكى پس از ديگرى آمدند و هر دو با پيامبر عرض كردند: اى رسول خدا، حكم مرافعه ما در مورد شتر روشن است؛ چرا كه اعرابى خواستار بيّنه است. پيامبر به سالخورده دوم فرمود: بنشين تا فردى يافت شود كه بين من و اعرابى به حق قضاوت كند.
در اين هنگام على بن ابى طالب(ع) وارد شد. پيامبر اعرابى فرمود: آيا داورى اين جوان را مىپذيرى؟
اعرابى عرض كرد: آرى. هنگامى كه على(ع) نزديك شد حضرت فرمود: اين ابوالحسن، بين من و اين اعرابى داورى كن. على گفت اى رسول خدا [ماجرا را ] بفرماييد. حضرت فرمود: شتر مال من است و پولها مال اعرابى. اعرابى گفت: خير، هم شتر و هم پول مال من است. اگر پيامبر ادعايى دارد بايد بيّنه بياورد. على به اعرابى فرمود: شتر را به رسول خدا تحويل ده. اعرابى گفت: اين كار را نمىكنم مگر پيامبر بيّنه بياورد.
على به منزل رفت و شمشيرش را حمايل كرد و بازگشت و [به اعرابى ] فرمود: شتر را به رسول خدا تحويل بده. اعرابى پاسخ داد: اين كار را نمىكنم مگر بيّنه بياورد. در اين هنگام على [با شمشيرش ]ضربهاى به او زد