نقض مى شود.
از ميان چهار احتمال گذشته تنها احتمال اول، كه صاحب عروه آن را بعيد ندانسته، صلاحيت بحث و بررسى دارد.تحقيق اين وجه متوقف بر ذكر نكاتى چند است:
نكته اول: هر مكانى داراى طول و عرض جغرافيايى است. طول جغرافيايى عبارت است از: قوس عمود بر خط نصف النهار گرينويچ [از يك طرف ] و بر خط نصف النهار محل مورد نظر [از طرف ديگر ]. بنابر اين مقدار مسافت ميان دو نقطه مزبور، طول جغرافيايى مكان مورد نظر را تشكيل مى دهد.
اما عرض جغرافيايى عبارت است از مقدار قوس عمود از خط استوا تا آن مكان. بنا بر اين مقدار مسافت دو نقطه مزبور، عرض جغرافيايى آن جا را تشكيل مى دهد.
از آن جا كه خط استوا دايرهاى است كه كره زمين را به دو نيم تقسيم مى كند و در پى آن عرض جغرافيايى هم به عرض جغرافيايى شمالى و جنوبى تقسيم مى شود، بنابر اين مقدار قوسى كه از خط استوا شروع شده و به قطب شمال ختم مى شود نود درجه مى باشد، همچنان كه قوسى كه از خط استوا تا قطب جنوب امتداد دارد، نود درجه مى باشد.
نكته دوم: مناطقى كه بين خط استوا و يكى از دو قطب شمال و جنوب قرار دارند، بر حسب دورى آنها از خط استوا، داراى درجات متفاوتى هستند. مناطقى كه بين خط استوا و درجه ٦٧ واقع شده اند، مناطق معتدل محسوب مى شوندو در طى ٢٤ ساعت، از شب و روز برخوردارند، اگر چه با يك ديگر از نظر بلندى و كوتاهى شب و روز، اختلاف دارند.مناطقى كه بالاى ٦٧ درجه هستند مناطق قطبى به شمار مى آيند و طول روز و شب در آنها برحسب دورى از مناطق معتدل، مختلف است و وجه اشتراك اين مناطق اين است كه يا از روزهاى طولانى برخوردارند و يا از شب هاى طولانى، به طورى كه هرچه به خط نود درجه نزديك تر مى شويم، طول شب يا روز برخى از اين مناطق تا به شش ماه هم مى رسد. بنابر اين آنچه مشهور