فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٥١ - نماز و روزه در قطب جعفر سبحانى
اين فرد مخير باشد كه براى نماز و روزه هايش يكى از سرزمينهاى ميانى را مبنا قرار دهد. اما احتمال سقوط نماز و روزه نسبت به اين فرد بعيد است، همچنان كه احتمال سقوط روزه و وجوب نماز تنها يك روز و يك شب، بعيد به نظر مى رسد. اين احتمال هم وجود دارد كه ملاك در نمازها و روزه هاى اين فرد سرزمينى باشد كه قبلادر آن زندگى مى كرده است؛ البته اين احتمال در صورتى است كه فرد مزبور وطن سابقى داشته باشد.
صاحب عروة الوثقى در مورد نماز و روزه چنين شخصى چهار احتمال را ذكر مى كند:
١. ملاك در نمازها و روزه هاى مكلف مزبور، سرزمين هاى معمولى باشد و خود مخير است كه براى نمازها وروزه هايش يكى از بلاد معمولى را كه ميان قطبين قرار دارند مبنا قرار دهد.
٢. سقوط تكليف نماز و روزه از اين فرد است.
٣. روزه از اين فرد ساقط است و در مورد نماز هم [در تمام ماه هايى كه روز است ] تنها نماز يك روز و [در تمامى ماه هايى كه شب است تنها نماز ] يك شب واجب است.
٤. ملاك در نمازها و روزه هاى مكلف مزبور، وطن سابق او مى باشد؛ البته در صورتى كه وطن سابقى داشته باشد.
روشن است كه سه احتمال اخير باطل هستند. اما اين كه فرد در چنين موقعيتى به كلى فاقد تكليف باشد، احتمالى است كه هرگز نمى توان به آن ملتزم شد. احتمال سوم هم كه تنها نماز يك روز و يك شب واجب باشد، احتمالى است همچون احتمال قبلى، به علاوه هنگامى كه شب طولانى باشد، زوال خورشيد محقق نمى شود [تا وقت مشخصى براى اقامه نماز ظهر ايجاد شود ].
اما احتمال چهارم، ممكن است دليل آن، استصحاب باشد. اما اين احتمال با [فرض ] عبور عابر از مناطقى كه روزها وشب هايشان نسبت به وطن او متفاوت هستند، قبل از رسيدن به مناطق قطبى،