فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٢ - پژوهشى در قضاوت زنان سيد محسن موسوى گرگانى
حالى كه بسيارى از زنان از بسيارى از مردان پيشتازترند؟ هيچ دليلى وجود ندارد كه زنان از عقل و هوش كمترى برخودارند، به ويژه اين كه امروزه آمار نشان مىدهد كه زنان در مسائل علمى پا به پاى مردان پيش مىروند. ثانيا، به فرض غالب مردان بر غالب زنان برترى داشته باشند و از عقل و هوش بيشترى برخوردار باشند، امّا نمىتوان نتيجه گرفت كه زنان نتوانند قضاوت كنند؛ زيرا دليلى وجود ندارد كه عقل و هوش سرشار را شرط قضاوت بداند و گرنه نبايد به بسيارى از مردان كه عقل و هوششان به اندازه زنان يا كمتر از ايشان است، اجازه قضاوت داد.
ثالثا، به فرض بسيارى از زنان به جهت فقدان عقل و هوش كافى، از قضاوت، ممنوع باشند، چرا ما به طور كلّى همه آنان را از اين امر محروم كنيم؟ بلكه بايد پذيرفت آن كه عقل و هوش كاملى دارد، مىتواند به منصب قضاوت برسد، چه مرد باشد و چه زن و آن كه اين شرط را ندارد نمىتواند قاضى باشد، چه مرد باشد و چه زن.
گويا اميرالمؤمنين على(ع)طبق روايتى، همين معناى عادلانه را اراده كرده است. آن جا كه مىفرمايد:
اگر چه سند اين روايت ضعيف است ليكن مفاد عاقلانه و عادلانهاى را در بر دارد كه هر عقل سليمى برآن دلالت مىكند، ولى ربطى به بحث ما كه بررسى ادّله عدم جواز قضاوت زنان است، ندارد و لذا جاى تعجّب است كه بعضى از فقيهان معاصر آن را به عنوان دليل عدم جواز قضاوت زنان ذكر كردهاند.
همراه با علماى معاصر
ما پيش از اين به نظريات و استدلالهاى مرحوم آيت اللّه گلپايگانى پرداختيم و اكنون به نظريّات سه تن ديگر از علماى معاصر مىپردازيم:
١. مرحوم آيت اللّه العظمى خويى در كتاب تكملة المنهاج فتوا داده است به اين كه
(٤٠) بحار الأنوار بنقل ولاية الفقيه، ج ١، ص ٣٥٧.