فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٣١
العلوم در اين باره را - كه بيش از ديگران كوشيده به گفتارى بلند به حل اين مشكل و بررسى آن دست يابد - يادآور مىشويم. مىگويد :
راه جمع ميان باور ابن جنيد به قياس و همصدايى اصحاب بر جلالت و تشيع او و قطع نشدن ارتباط او با اصحاب به اين است كه بگوييم: قياس در دوران ابن جنيد براى او مشتبه بوده و بطلان آن، روشن نبود كه به عنوان ضرورت مذهب قلمداد گردد ؛ زيرا گاه مسائل با گذشت زمان در آشكارى و پنهانى داراى فراز و نشيب مىشوند و چه بسا موضوعى كه نزد قدما آشكار بوده است، اما با گذشت زمان و از بين رفتن ادلّه براى ما در هالهاى از ابهام فرو رفته است و چه بسا مسألهاى كه در آن دوران پنهان بوده است اما در سايه انباشته شدن ادلّه نشر يافته در همان سده نخست يا به جهت پيدا شدن اجماع در دوران متأخّر، لباس آشكارى و پيدايى بر تن كرده است. شايد قياس از اين دست مسائل بوده است چنان كه سيد مرتضى در پاسخ به پرسشى درباره اخبار آحاد (٣٠) گفته است: در ميان راويان و ناقلان احاديث ما شمارى يافت مىشوند كه قائل به قياسند همچون فضلبن شاذان، يونسبن عبدالرحمن و گروه معروف ديگر. گفتار شيخ صدوق در
علامه بحرالعلوم در تأييد مدعاى خود افزوده است: گذشته از آن كه اصحاب بر عدم خروج او از مذهب تشيع براى چنين اعتقادى اتفاق دارند و همگان بر عظمت و وثاقت او يك صدا هستند و بر
(٣٠) رسائل الشريف المرتضى، ج ٣، ص ٣١١ .
(٣١) من لا يحضره الفقيه، ج ٤، ص ١٩٦، چاپ نجف .