فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٣٣
نگاهى به شخصيت و آثار ابن جنيد اسكافى
بر عهده گرفت، چنان كه در قالب رواياتى كه از نظر شدت لحن و شدت انكار نظيرى براى آنها نمىيابيم، خطر قياس را بر دين و شريعت گوشزد كرد.
امام(ع) در اين زمينه مناظراتى با ابو حنيفه داشته (٣٣) كه در آنها خطر اين نگرش را اثبات كرد و نشان داد كه با نگاه واقع بينانه در فقه قياس فايدهاى را به دست نمىدهد. اين موضعگيرى از جانب ائمه(ع) نزد عام و خاص صريح و مشهور بوده است و بر كسى كه كمترين ارتباطى با فقه و حديث داشت، پوشيده نبود و با گذشت سالها اين نگرش از شفافيت بيشترى برخوردار شد تا بدان جا كه مسأله قياس به عنوان نشانهاى بارز، تمايز دهنده مكتب فقهى اهل بيت(ع) به شمار آمد.
با وجود چنين واقعيّتى نمىتوان فرضيهاى كه توجيه نخست بر آن متكى بوده و مدعى است كه انكار قياس به حد ضرورت نرسيده بود، صحيح انگاشت، به ويژه دوران اوج فعاليت علمى ابن جنيد كه نيمه اول سده چهارم بوده است و بالطبع دوران كافى براى ريشهدار شدن نگرش اهل بيت(ع) درباره قياس در اذهان شاگردان مكتب آنها سپرى شده است و انگار قياس چنان ضرورى قلمداد مىگردد كه پيروان خرد ائمه(ع) از آن آگاهى داشتند تا چه برسد به بزرگان و فقيهان.
سيد مرتضى علمالهدى از اين حقيقت پرده برداشته و در گفتارش درباره قياس و خبر واحد به آن اشاره كرده است. مىگويد:
تمام اصحاب ما اعم از پيشينيان و متأخران عمل به خبر واحد و قياس را ممنوع مىدانند و شديداً از كسى كه اعتقاد به آنها داشته باشد و در شريعت به آنها تمسك كند، نكوهش مىكنند، تا بدان جا كه به جهت آشكارى و شيوع اين نگرش به عنوان ضرورى مذهب كه در آن جاى تشكيك نيست، قلمداد مىشده است. (٣٤)
(٣٣) اين مناظرات در خلاصه ابطال القياس ابن حزم، ص ٧١ و حليةالاولياء، ج ٣، ص ١٩٧ ـ ١٩٦ آمده است.
(٣٤) رسائلالشريفالمرتضى، ج ١، ص ٢٠٣ و نيز ر.ك: عدةالاصول، ج ١، ص ٣٣٩، چاپ مهسسه آلالبيت(ع).