فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٤ - پژوهشى در قضاوت زنان سيد محسن موسوى گرگانى
يكى، اجماع مسلّم كه در اين جا وجود دارد و ديگرى در مقبوله عمر بن حنظله آمده است: «انظروا إلى رجل منكم» و اين معنايش اين است كه قاضى زن نباشد. (٤٣)
وى پس از اين استدلال مىگويد:
روايات ضعيف السنّد و الدلالة ديگرى هم هست كه مهم نيست؛ مثل وصيّت پيامبر(ص)به على(ع)كه در باب دو از ابواب صفات قاضى آمده است و در آن مىگويد:
«يا علي، ليس على المرأة جمعة...ولا تولّي القضاء».
ولى اين روايت، هم ضعيف السنّد است و هم بر نفى جواز قضاوت زنان دلالت ندارد؛ زيرا در مقام نفى وجوب است... .
خيال نكنيد معناى روشن فكرى اين است كه ما حكم خدا را پايمال كنيم و حرفهاى غير شرعى بزنيم. مگر نمىفرمايد: حظّ مرد، دو برابر زن است؟
نادرستى اين سخن هم به طور مفصّل بيان گرديد و نياز به تكرار ندارد، ولى براى اين كه حرف جديدى هم در اين سخنان آمده است مىگوييم: اوّلاً، معلوم نيست اين مساله اجماعى باشد؛ زيرا احراز اجماع كار آسانى نيست، به ويژه اين كه همه متأخّران و پيشينيان متعرض اين مسأله نشدهاند. ثانيا به فرض وجود اجماع چون مدركى است حجّيت ندارد. ثالثا، در مقبوله عمر بن حنظله «انظروا إلى رجل منكم» نيامده بلكه كلمه «مَن» آمده است كه شامل مرد و زن مىشود، و«انظروا إلى رجل» در روايت سالم آمده است كه هم ضعيف است و هم بر عدم جواز قضاوت زنان دلالت نمىكند. رابعا، سهم دو برابرى مرد در باب ارث چه ربطى به عدم جواز قضاوت زنان دارد؟
ما كمترين ترديدى نداريم كه اگر كسى بادقّت اين مقاله را مورد مطالعه قرار دهد بدون درنگ خواهد گفت: نمىتوان حكم خدا به جواز قضاوت عادلانه را به صنف خاصّى از
(٤٣) تقريرات درس خارج فقه آيت اللّه شيخ محمّد فاضل لنكرانى توسط نگارنده.