فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٧ - حجيت علم قاضى آيت اللّه محمد مؤمن قمى
بسيار دروغگو و از غاليان است. به گفته و نقلش نيست و نبايد توجه نمود. (٧١)
دليل قوى بودن اين احتمال آن است كه راوىِ صالح بن عقبه در سند امالى ـ چنان كه از ظاهر روايت قبل از آن، استنباط مىشود ـ محمد بن اسماعيل بن بزيع است كه از راويان ابن قيس كذّاب شمرده شده است. آرى، سند حديث در كتاب من لايحضرة الفقيه در زير مجموعه «قضاوتهاى اميرمؤمنان(ع)» صحيح است. عنوان و تيتر اين سند در مبحث «المشيخه»(فصل مشايخ مؤلف) چنين است:
همه قضاوتهاى متفرق اميرمؤمنان(ع) در اين كتاب را من از پدرم و محمد بن حسن ـ رضى اللّه عنهما ـ نقل كردهام [و اين دو ] از سعد بن عبداللّه، از ابراهيم بن هاشم، از عبدالرحمن بن ابى نجران از عاصم بن حميد، از محمد بن قيس، از ابو جعفر(ع)(امام باقر(ع)) نقل كردهاند. (٧٢)
ظاهر اين عنوان گوياى آن است كه سند مذكور شامل اين قضاوت و داورى اميرمؤمنان(ع) نيز مىشود؛ چنان كه صاحب وسايل نيز همين برداشت را كرده و گفته است:
محمد بن على بن حسين(شيخ صدوق) بر اساس استناد اين حديث به قضاوتهاى اميرمؤمنان(ع) نقل مىكند كه راوى گفت: «عربى بيابانى آمد...». (٧٣)
پس هم سند حديث معتبر است و هم دلالت آن بر مدعاى ما تام و خدشهناپذير است.
روايت دوم
شيخ صدوق در من لايحضره الفقيه روايتى را به ابن عباس اسناد داده است:
(٧١) خلاصةالأقوال، نشر الفقاهه، ص ٣٦٠.
(٧٢) من لايحضره الفقيه، ج ٤، ص ٥٢٦.
(٧٣) وسائل الشيعه، ج ٢٧، ص ٢٧٤، باب ١٨ از ابواب كيفيت حكم، ح ١.