فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧٤ - پژوهشى در قضاوت زنان سيد محسن موسوى گرگانى
بلكه به نصب قاضيان پرداختهاند، اين نشان مىدهد كه آنان مانند پيامبر اكرم(ص) قضاوت داشتهاند، چه بگوييم: خداوند متعال اين حق را به آنان داده است و يا اين كه پيامبر اكرم(ص) آن را و توكيل در آن را به ايشان اعطا كرده است؛ زيرا مهم اين است كه بدانيم امامان(ع) مانند پيامبر(ص) حق قضاوت و توكيل در آن داشتهاند و اين هم امر مسلّمى است كه بيش از اين، نياز به بيان ندارد.
قضاوت در عصر غيبت
آنچه تا كنون مورد بررسى قرار گرفت مخالف ندارد، مگر كسى كه اصل و لايت ائمّه(ع) را انكار كند. مسلّما قضاوت، شعبهاى از شعبههاى ولايت و امامت است و قضاوت در عصر غيبت است كه جاى بحث دارد و ممكن است مورد نقد و نظر قرار گيرد؛ زيرا ممكن است گفته شود: وقتى امامت و ولايت نيست، قضاوت هم نخواهد بود؛ چنان كه ممكن است گفته شود: جامعه بشرى بدون قضاوت و محاكم قضايى دچار هرج و مرج مىگردد، پس بايد محاكمى باشد و كسانى كه حكومت وقت آنها را تعيين مىكند در آن محاكم به قضاوت بنشينند، و مشكلات مردم را به گونهاى حلّ و فصل كنند. ولى اين گونه سخن گفتن، كارشناسانه نيست؛ زيرا مىخواهيم قضاوت شرعى را اثبات كنيم؛ يعنى قضاوتى كه شارع مقدّس همانند قضاوت پيامبر(ص) و امام(ع) قبول دارد و نافذ مىداند.
چنين قضاوتى احتياج به دليل دارد. گذشت كه اثبات آن براى پيغمبر و امام معصوم، مدلّل، بلكه ضرورى است؛ امّا براى ديگران در صورتى پذيرفته است كه آن بزرگواران آن را اجازه داده باشند و به اصطلاح كسانى را براى انجام اين كار در عصر غيبت، تعيين و نصب كرده باشند.
قضاوت فقيهان
شايد نتوان فقيهى را پيدا كرد كه قضاوت فقيهان در عصر غيبت را مورد انكار قرار دهد؛ چنان كه سمت مرجعيّت ايشان در فتوا نيز انكار پذير نيست، در نتيجه مىتوان ادّعا