فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٤ - حجيت علم قاضى آيت اللّه محمد مؤمن قمى
هفتاد درهم پول شترى را كه به او فرختهام، مىخواهم. آن مرد [به پيامبر ] عرض كرد: اى رسول خدا، شما چه مىگوييد؟ حضرت فرمود: به او پرداختهام. آن مرد به اعرابى گفت: تو چه مىگويى؟ اعرابى گفت: به من نپرداخته است. آن مرد به پيامبر عرض كرد: آيا دليل يا شاهدى دارى بر اين كه شما آن پول را پرداختهاى؟ حضرت فرمود: خير. آن مرد به اعرابى گفت: آيا سوگند ياد مىكنى كه به حقّت نرسيدهاى و از او نگرفتهاى؟ اعرابى گفت: آرى.
پيامبر(ص) فرمود: همراه اين مرد براى داورى نزد كسى خواهيم رفت كه بين ما براساس حكم خداى عزّ و جلّ داورى كند.
پيامبر(ص) همراه آن اعرابى نزد على بن ابى طالب رفتند. على(ع) گفت: رسول خدا، چه شده است؟
حضرت فرمود: ابوالحسن، بين من و اين اعرابى داورى كن. على به اعرابى فرمود: چه شكايتى عليه رسول خدا دارى؟ اعرابى عرض كرد: هفتاد درهم پول شترى كه از من خريده است، از او مىخواهم. على به پيامبر(ص) گفت: شما چه مىفرماييد؟ حضرت فرمود: پول شتر را به او پرداختهام. على(ع) فرمود: اعرابى، آيا رسول خدا راست مىگويد؟ اعرابى عرض كرد: خير. چيزى به من نداده است. در اين هنگام على(ع) شمشيرش را از نيام كشيد و گردن اعرابى را زد.
پيامبر به على(ع) فرمود: چرا چنين كردى؟! على(ع) پاسخ داد: اى رسول خدا! ما شما را كه اوامر و نواهى خدا را [براى ما آوردهاى ] و از بهشت، جهنم، ثواب، عذاب، وحى خداى عزّ و جلّ براى ما گفتهايد، راستگو دانسته و شما را تصديق كردهايم. چگونه مىشود شما را در مورد پول شتر اين اعرابى، راستگو ندانيم! او را كشتم؛ چرا كه با سؤالى كه از او كردم(آيا رسول خدا راست مىگويد؟) و پاسخى كه داد(خير؛ چيزى به من نداده