رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٥٠ - ١ ١ ١ نقد مبنايي
آنها علومي دستوري را به وجود ميآورند و توصيههايي براي اخلاق، سياست، اقتصاد، مسائل خانواده، و... ارائه میدهند. روشن است که قبل از تحقیق در این دسته از علوم، سير منطقي اقتضا ميکند که علاوه بر اثبات مباني معرفتشناختي و هستيشناختي، در حوزة انسانشناسي به تحقيق بپردازيم تا حقيقت انسان را شناسايي کنيم. اين سه حوزة علمی به ترتيب بر تحقيق در مسائل علوم انساني تقدم دارند. حل مسائل انسانشناسي پيش از ورود به مباحث علوم انساني از دو جهت ضرورت دارد. اول آن که براي تبيين پديدهها و روابط انساني نيازمند شناختي صحيح از انسان، ابعاد وجودي او، جنبههاي اصلي و فرعي وجود او، و ظرفيتها و محدوديتهاي اوييم. جنبة دوم، که از نظر اهميت کمتر از جنبة اول نيست، نياز علوم انساني دستوري به معرفتي کامل از حقيقت انسان و سرانجام اوست. علوم انساني دستوري بر شالودة نظام ارزشي استوار ميشود. همانگونه که در فلسفة اخلاق و ارزشها اثبات شده است، ارزشها و دستورالعملها درصورتي از پشتوانة واقعي و عقلاني برخوردار خواهند بود که بر حقايقي نفس الامري و واقعي مبتني باشند. از آنجا که اخلاق و ارزشهاي مربوط به انسان، ناشي از رابطة ميان رفتار اختياري او با کمال نهايي اويند، بنابراين بايد انسان، کمالات ممکن براي او، و بالاترين حد ممکن براي کمال او را شناخت، و اين مسائل در انسانشناسي مورد کنکاش واقع ميشوند. درنتيجه، سير منطقي بحث به ترتيب عبارت خواهد بود از: معرفتشناسي، هستيشناسي، انسانشناسي، ارزششناسي و دينشناسي.