رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦٦ - ١ ١ ١ نقد مبنايي
هنگامي مىتوان از طب اسلامى به عنوان يك موضوع ويژه براي تحقيق ياد كرد كه اصول موضوعهاي را بهعنوان پيشفرض اثبات کرده باشيم. اولين اصل آن است که بدانيم اسلام مطالبي جديد و بيسابقه را در اين زمينه ارائه کرده است كه بايد آنها را كشف كرد. تنها با تکيه بر اين كه روايتى پيدا كردهايم كه مسألهاى طبي را مورد تأكيد قرار داده كه شبيه آن در قانون بوعلى، و احياناً در كتاب اطباي يونان قديم مانند جالينوس و بقراط، يا در طبهاي سنتي ديگر اقوام باستان مانند چين و هند هم مورد اشاره قرار گرفته است، نميتوان از طب اسلامي سخن گفت. اصل دوم اين است كه بايد احتمال دهيم، با بررسى و تحقيق در ميراث ديني، مطالبى يافت شود كه امروز براى ما مفيد باشد. معناي اين سخن خط بطلان کشيدن بر پزشکي جديد نيست، بلكه بدين معناست كه در كنار طب جديد، ميراث ديني اسلامي نيز بهكار گرفته شود. و بالاخره اصل سوم آن است بايد بدانيم در زمينة مسايل مختلف مربوط به پزشكى و سلامت، چند عرصه وجود دارد، و براى تحقيق در هر يك از آنها چه متدى را بايد اختيار كرد. بهعبارت ديگر، بايد انواع زمينههاى تحقيق مشخص شود، و لوازم پژوهش در هر زمينه تعيين گردد، و هر يک از ابعاد و زمينهها به متخصصان مربوط واگذار شود. ممکن است برخي از ابعاد تحقيق نيازمند روش نقلى باشد که در اين صورت بايد به اسناد و مدارك مراجعه كرد، و بعضي از ابعاد آن محتاج استفاده از روش عقلى باشد که در آن صورت بايد از استدلال و برهان بهره برد، و برخي از مسائل آن به