رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٠ - ١ ١ ١   راه حل منتخب
را کشف کند بدون آن که رابطة آنها با ارادة الهي را درنظر بگيرد. در هر دو صورت، حاصل تلاش اين دو دانشمند، حل مسائل رياضي است و هردو به حقايقي دست مييابند که واقعيتي را نشان ميدهد، ولي در صورت اول، محصول اين تلاش «علم ديني» است، درحالي که همان علم در حالت دوم علمي غيرديني خواهد بود. بنابراين، بر اساس اين اصطلاح، روش و منبع معرفت، و نيز هدف آن نقشي در ديني يا غيرديني بودن دانش ندارند، بلکه اين نوع نگاه به روابط بين پديدهها و سلسله علتها و معلولها، و نتيجهگيري دانشمند است که به آن صبغة ديني يا غيرديني ميبخشد. به عبارت ديگر، ملاک ديني بودن، کشف ارادة الهي دانسته شده است. گاه براي توجيه اين معناي علم ديني چنين استدلال ميشود که: علت آن که علوم رايج در حوزههاي علميه را علوم ديني مينامند آن است که موضوع آنها ارادة تشريعي خداوند است، و به عنوان مثال، فقيه و مفسر قرآن کريم به دنبال کشف ارادة خداوند متعالاند. آنها ابتدا قصد دارند مقصود خداوند از الفاظ وحي را بفهمند تا از اين طريق آنچه را خداوند از انسان خواسته کشف و عمل کنند. گفته ميشود که همين ملاک ميتواند در علوم ديگر نيز وجود داشته باشد به اين صورت که کشف رازهاي طبيعت نيز به مثابة کشف ارادة الهي در خلقت تلقي گردد.
اين اصطلاح، از آن جهت که کاربردي ويژه براي اين واژگان ارائه ميدهد، مشکل منطقي يا فلسفي ندارد، ولي بايد به پيشفرضها و لوازم آن توجه شود تا از يک سو با ديگر