رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٨٤ - ١ ١ ١ نقد مبنايي
اين بخش به خوبي ميتوانند ايفاي نقش کنند و با تبيين مصلحت انسان در هر زمينه (مصلحتهاي او در دنيا يا آخرت، در زندگي فردي يا اجتماعي، درکوتاه مدت يا درازمدت)، او را در تشخيص راه صحيح زندگي و حل موفق معضلات فردي و اجتماعي راهنمايي کنند. بهديگر سخن، بالاترين نقش دين در علوم دستوري، تأثيرگذاري آن ازطريق ارائة «نظام باورها و ارزشها» است.[١]
يکي ديگر از راههاي تأثير دين در علوم دستوري جايي است که دين در موضوع مورد بحث يک علم دستوري، حکمي داشته باشد. طبيعي است که احکام و دستورات شرع بر پاية نظام ارزشي و نظام هستيشناختي آن استوار است، و با نظريات و دستورالعملهايي که بر مبناي نظامهاي ارزشي ديگر صادر شده باشند اصطکاک پيدا ميکنند، ولي اين تعارضها نبايد بهمعناي تقابل ميان دين و علم تلقي شوند. علم ـ بهمعناي کشف واقعيتهاـ خودبهخود عمل خاصي را تجويز يا منع نميکنند تا با دستورات ديني تعارض پيدا کنند. بهعنوان مثال، بخشي از علم روانشناسي به کشف و بيان ارتباط ميان حالتهاي رواني و عوامل محيطي اختصاص دارد، و از جمله، تأثير عوامل شيميايي و داروها بر حالات رواني مورد تحقيق قرار ميگيرد. اما امر به مصرف يک دارو يا نهي از آن از حيطة مسائل
[١] محمدتقي مصباح يزدي، «شيوههاي اسلامي كردن دانشگاهها»، معرفت، ش٢٠، سال٥ ش ٤ (بهار ١٣٧٦)، ص٧ / همو، پيشنيازهاي مديريت اسلامي، ص٢٨٨.