رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٣ - پيش گفتار
مريض مبني بر خوردن دارو يا انجام فعاليتي خاص ديگر جزء علم پزشکي بهحساب نميآمد. ولي بر اساس اصطلاحي ديگر براي علم، کاربرد شناختهاي توصيفي در رفتار، استفاده از فرمولهاي کشفشده براي ساخت فناوريهاي جديد، و صدور دستورالعملها بر اساس کشفيات توصيفي نيز جزء علم به حساب ميآيند.
طبق اصطلاحات پيشين، مطالعات روانشناختي تا جايي مربوط به علم روانشناسي ميشد که پديدههاي رواني تجزيه و تحليل شوند، عوامل تحقق يک پديده در روان انسان تبيين شوند، و علل يا دلايلي که ميتوانند در تغيير آن مؤثر باشند بررسي و شناسايي شوند. اما به محض اينکه روانشناس در مقام مشاوره به کسي توصيه کند که بايد در رفتار خود تجديد نظر کند، يا براي ايجاد تغيير در خود بايد از فرمول رفتاري خاصي پيروي کند، يا از دارو يا غذايي ويژه استفاده کند، پا را از علم روان شناسي فراتر گذاشته است، زيرا علم روانشناسي، بر اساس آن اصطلاحات، تنها حق داشت کشف کند که ميان رفتارها يا حالات رواني انسان چه رابطهاي وجود دارد، يا علت يک حالت يا رفتار چيست، نه اينکه به انجام عملي دستور دهد. علت اين خطکشي ميان علم و عمل، و ميان تبيين و توصيه اين است که ميگويند: کشف تأثير يک رفتار در حالات رواني يک مسأله علمي است که از راه خودش قابل تحقيق و اثبات است، اما تجويز (يا عدم تجويز) يک رفتار، علاوه بر آن که به رابطه موجود ميان آن با کارکردهاي بدني و رواني بستگي دارد، منوط به نظام ارزشي خاصي نيز هست که فراتر از علم