رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤٦ - ١ ١ ١ نقد مبنايي
قانون فلسفي يقيني و استثناناپذير، هيچ معلولي بدون علت بهوجود نميآيد. همانگونه که ملاحظه ميشود، اثبات يکي از اساسيترين فرضيات علوم تجربي که پاية بسياري از علوم است، بر پيشفرضي فلسفي استوار است؛ پيشفرضي که اصول بديهي فلسفي آن را رد ميکنند!
بنابراين، اولين نقد به علوم رايج آن است که از اصول بديهي منطق تخطي کرده، و پيش از اثبات اصول موضوعة خود، به اثبات و رد مطالب پرداخته است. اين يک نقد منطقي است و ربطي به مسلمان بودن يا متدين بودن ناقدين، يا نامسلمان بودن يا ملحد بودن دانشمندان علوم ندارد. همانگونه که در منطق گفته شده است: قضاياي علوم ـ که گزارههايي متشکل از حداقل يک موضوع و محمولاندـ بايد با برهان اثبات شوند، و برهان بايد از مقدمات بديهي (اصول متعارفه) يا مقدمههايي که از بديهيات بهدست آمده باشند (اصول موضوعه) تشکيل شود. اين درحالي است که چنين روندي در علوم طي نميشود.
در علوم انساني هم وضع به همين منوال است. در آنجا هم منطقاً بايد از نقطهاي شروع کرد که ريشهايترين مسائل حل شوند، و بر اساس آنها بايد با طي مراحل منطقي، گامبهگام پيش رفت تا به شناخت حقيقت انسان رسيد. در اين هنگام نوبت به طرح اين سؤال ميرسد که روح در انسان چه موقعيتي دارد؛ پديدههاي روحي چگونهاند؛ کدام را بايد تقويت و کدام را بايد تضعيف کرد؛ احساسات و عواطف را بايد چگونه بهکار گرفت؛ چگونه بايد از