رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٤ - ١ ١ ١   راه حل منتخب
يک علم محسوب ميشوند. در اين زمينه ميتوان به کلام و فلسفه اشاره کرد که در موضوعاتي با يکديگر اشتراک دارند. تفاوت آنها در اين است که علم کلام براي اثبات مسائلي چون صفات حق تعالي و ديگر اصول دين، از روش نقلي ديني و تعبدي هم استفاده ميکند، ولي فلسفه در استدلالهاي خود براي همان مسائل منحصراً از دليل عقلي سود ميجويد. بنابراين، چنين نيست که هر مسأله ذاتاً تنها از يک راه قابل بررسي و اثبات باشد. بر اساس قول به دخالت روش در تعريف علم، و اين که تمايز علوم به تمايز روشهاي آنهاست، بايد گفت فلسفه و کلام دو علماند، زيرا روش هر يک با ديگري متفاوت است هرچند مسائل و موضوعاتي مشترک دارند. اما بنابر اصطلاحي که روش را در علم دخالت نميدهد، و وحدت موضوع را ملاک وحدت علم به حساب ميآورد، بايد گفت: توحيد يا معاد (بهعنوان مثال) يکي از مسائل علم کلام (و نه فلسفه) است که با دو روش عقلي و نقلي اثبات ميشود، و در هرصورت از قلمرو علم کلام خارج نميشود.
بنابراين، هيچ دليل عقلي و منطقي وجود ندارد که ضرورت انحصار روش هر علم در يک روش را اثبات کند، بلکه اين مسئله امري اعتباري و قراردادي است که مطابق اصطلاح و قراردادهاي زباني قابل جعل و تغيير است. از اين رو، در علومي که موضوع و مسائلشان بهگونهاي است که در حيطة اهداف و اظهارنظرهاي ديني ميگنجد، و در عين حال قابل بررسي و اثبات از راههاي ديگر هم هست، فرض علم ديني (اسلامي) و غيرديني (غيراسلامي) امکانپذير