رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٤ - ١ ١ ١   راه حل منتخب
بنابراين، وقتي ميگوييم برخي مسائل از حوزه دين خارج است، به این معناست که تشريح ماهيت موجودات، چگونگي پديدآمدن و تحولات آنها، و کشف روابط علّي و معلولي ميان پديدههاي مادي وظيفة علم و فلسفه است و نه رسالت دين. دين نيامده است تا تعداد ارگانهاي موجود در بدن انسان، يا شیوة درمان و معالجة بيماريهاي جسمي را بیان کند. وظيفه دين بيان مسائل مربوط به چگونگي چينش اجناس در فروشگاه به منظور فروش بيشتر نيست؛ همانگونه که بيان مهارتهاي لازم براي رانندگي و چگونگي آموزش آن بر عهدة دين نيست. ولي با اين وجود، دين در همة اين عرصهها حضور دارد، و آن جايي است که انجام اين کارها به سعادت و شقاوت انسان مربوط ميشود. به عنوان مثال، دين ميگويد: خريد و فروش بايد عادلانه باشد و نبايد به ربا منجر شود، يا ميگويد: رانندگي نبايد بهصورتي باشد که موجب بهخطر افتادن جان کسي شود. البته همانگونه که پيش از اين نيز توضيح داديم، اگر دین در مواردی به دلايل مختلفي، جواب يک مسئلة علمی را داده باشد، حق و مطابق با واقع است، و از اينرو بايد آن را پذيرفت، اما اين غير از آن است که بگوييم وظيفة دین بيان همة مسائل علمي است. وظيفه اصلي دين هدايت انسان در همة عرصههاست، و اين مطلب با ادعاي سکولارها فرسنگها فاصله دارد.
تا اينجا، معناي دينيبودن در علوم توصيفي را بيان کرديم. اما در علوم توصيهاي (دستوري، يا هنجاري) دينيبودن معنايي وسيعتر دارد. مهمترين نقشي كه دين در نظريههاي کاربردي و روشهاي