رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٧ - ١ ١ ١   راه حل منتخب
تعريف علم ديني به معنايي که اکنون مورد بحث ماست خارجاند. ولي بعضي از مسائل کلامي مانند اصل معاد، هم با دليل عقلي قابل اثباتاند و هم با دليل نقلي تعبدي. ممکن است حتي در علومي چون فلسفه، طب، تاريخ، روانشناسي و مانند آنها نيز گزارههايي را يافت که اثبات آنها با مراجعه به منابع اصيل ديني هم امکانپذير باشد، هرچند متدولوژي اصلي در آنها روش نقلي نباشد، يا منابع عادي آنها غير از کتاب و سنت باشد. در همة اين فرضها، يک نظريه يا گزاره را درصورتي ميتوان ديني ناميد که مستند به متون معتبر ديني باشد و با روش صحيح نقلي به دانشي معتبر منتهي شود. اما اگر همان مسأله با روشي غير از روش نقلي و با استفاده از منابعي غير از متون اصيل ديني اثبات يا حل شود، «ديني» به اين معنا ناميده نميشود، هرچند به همان نتيجهاي برسد که منابع ديني به آن اشاره ميکنند. در اينجا ديني و اسلامي بودن يک نظريه به اين معناست كه اين مطلب، گرچه ميتوانست از راههاي ديگر نيز اثبات يا حل گردد، از طريق مراجعه به منابع وحياني با درجهاي از اطمينان علمي اثبات شده است.[١] اين اطمينان گاه ممکن است به حد يقين نيز برسد، مانند جايي که به دليل بيان صريح قرآني يا نقل متواتر روايتي با مضموني يقيني، به مطلبي علم پيدا شود. در ديگر موارد نيز اگر علم يقيني به مطلب حاصل نميشود، دست کم بايد اطمينان قابل دفاع عقلايي به دست آيد. بنابراين در اين اصطلاح از
[١] همان، ص ١٣ـ١٧.