رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٧ - ١ ١ ١   راه حل منتخب
بر اساس برخي از ديگر تعريفها براي علم و دين، تعبير علم ديني ميتواند معنادار باشد که در اينجا به مهمترين وجوه محتمل آنها اشاره ميکنيم.
شايد بتوان گفت: رقيقترين مناسبت که ديني و اسلامي خواندنِ برخي از علوم را توجيه ميکند، پیدایش و رشد يک رشتة علمي يا يک نظريه در سرزميني اسلامي است. لازم به يادآوري است که «علم» گاهي به يک گزارة علمي تجربي گفته ميشود، و گاه به يک رشتة علمي. گاهي برخي از علوم، يا برخي نظريات علمي، به اين دليل که در يك سرزمين اسلامي متولد شده، يا رشد کردهاند شايسته وصف «اسلامي» دانسته ميشوند. براي مثال، چه بسا يك روش درماني در يكي از كشورهاي اسلامي ابداع شده، و سپس به ديگر سرزمينها گسترش پيدا كرده است، و به همين مناسبت مصداقي براي طب اسلامي به اين معنا تلقي ميشود، همانگونه که گاهي از طب چيني سخن به ميان ميآيد. هنگامي که از فلسفة اروپايي يا علوم غربي سخن گفته ميشود، همين نسبت ميان وصف و موصوف درنظر گرفته ميشود. طبيعي است که در اين نسبتها، غالباً نظر به تکگزارهها و نظريات علمي است و کمتر به يک رشتة علمي با همة مسائل و نظريات مطرح در آن مربوط ميشود.
مشابه چنين رابطهاي را ميتوان در جايي سراغ گرفت که يک علم را به اين دليل «اسلامي» مينامند که توسط دانشمندان مسلمان