رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٨٣ - ١ ١ ١ نقد مبنايي
اين نظام ارزشي اهداف مادي و دنيايي را براي فعاليتهاي بشر تجويز مينمايد. پژوهشگري که بر اساس چنين بينشي به توليد علوم دستوري دست مييازد، در برنامهها و دستورالعملهاي خويش از اين چارچوب فراتر نخواهد رفت. درمقابل، پژوهشگري با جهانبيني الهي، نظام ارزشي ديني را برميگزيند، اهداف متعالي را در افق ديد خود قرار ميدهد، و در تجويز راهحلها و دستورالعملهاي خويش رابطة رفتارها با اهداف اخروي را در نظر ميگيرد. بنابراين، آن بخش از گزارههاي توصيفي ديني که به تبيين ويژگيهاي هستي، انسان، و رابطة آنها با خداوند از يک سو، و رابطة آنها با سرنوشت ابدي انسان از سوي ديگر ميپردازد، تأثير سرنوشتسازي در علوم دستوري دارند.
متأسفانه، در بسياري از علوم، بهويژه در علوم انساني، اين دو حيثيت از يکديگر تفکيک نشدهاند. با وجود آنکه علومي چون اقتصاد، روانشناسي، و جامعهشناسي از دو جنبة توصيفي و دستوري برخوردارند، تفاوتهاي اين دو بخش به روشني بيان نميشوند و لوازم مربوط به هر يک توضيح داده نميشود. حتي چه بسا اينگونه القاء ميشود که همة اين مسائل علمياند و واقعيات را توصيف ميکنند، و مخالفت با آنها مخالفت با علم تلقي ميشود. اين درحالي است که در علم خالص، دستور وجود ندارد، بلکه بخش دستوري علوم (بهويژه علوم انساني) متکي بر نظام باورها و ارزشهاي مادي است که ماهيتي فلسفي دارند، و در جاي خود اثبات شده است که از اساس باطلاند. نظام استوار و منطقي باورها و ارزشهاي ديني در