رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٨ - پيش گفتار
کتاب وجود دارد، و شما نوشتههايي را ميبينيد، يا هنگام گرسنگي به حالت گرسنگي خويش يقين پيدا ميکنيد، و چيزهايي از اين قبيل که حتي بعضاً از حسيات سرچشمه ميگيرند، و با وجود اينکه حسيات قابل نقض و خطا هستند، در شرايطي به اندازهاي ادراکات مختلف حسي متراکم ميشوند و يکديگر را تأييد ميکنند که انسان عاقل در آن شک نميکند و احتمال خلافش را نمیدهد. اين حالت در اين اصطلاح، يقين ناميده ميشود هرچند شرايط سخت مطرح شده در معناي اول را نداشته باشد. يقين به اين معنا در دسترس همة افراد عاقل واقع ميشود، و در عرف و دين هم همين معنا از يقين مد نظر است. چنين يقيني از راههاي مختلف حاصل ميشود، که مهمترين وسيلة آن استدلال منطقي بر اساس شکل اول قياس از مقدمات بديهي است که در منطق معروف کلاسيک بيان شده است. البته يقين، اصطلاح خاص ديگري هم دارد که در متن قرآن و روايات به آن اشاره شده است. یقین بر اساس این اصطلاح، اين است که نه تنها اعتقاد جزمي براي شخص حاصل شود، بلکه در صورتي اين اعتقاد «يقين» ناميده ميشود که منشأ رفتار هم بشود.[١]این يک اصطلاح خاص اخلاقي يا تفسيري است که کاربرد عام ندارد.
[١] به عنوان نمونه: «وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ» (حجر (١٥): ١٠٠)/ و عن اميرالمؤمنين علي عليه السلام في نهج البلاغة: «...وَالْيَقِينُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَب: عَلَى تَبْصِرَةِ الْفِطْنَةِ، وَتَأَوُّلِ الْحِكْمَةِ، وَمَوْعِظَةِ الْعِبْرَةِ، وَسُنَّةِ الاَْوَّلِينَ: منْ تَبَصَّرَ فِي الْفِطْنَةِ تَبَيَّنَتْ لَهُ الْحِكْمَةُ، وَمَنْ تَبَيَّنَتْ لَهُ الْحِكْمَةُ عَرَفَ الْعِبْرَةَ، وَمَنْ عَرَفَ الْعِبْرَةَ فَكَأَنَّمَا كَانَ فِي الاَْوَّلِينَ» (نهجالبلاغة: حکمت ٣٠).