رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٥٧ - ١ ١ ١ نقد مبنايي
علمي ـ حتی ریاضیات ـ را ميتوان به ديني و غيرديني تقسيم کرد، دستبهدامان همان مقدماتي شدهاند که به نسبيت معرفت ميانجامد. آنان معتقدند: از آنجا که هر تصديقي متأثر از سوابق ذهني شخص است، و سوابق ذهني مؤمن و کافر یکسان نيست، پس، دانشي که يک محقق مؤمن توليد ميکند با دانش توليدشده توسط افراد غيرمؤمن هرگز يکي نبوده، هميشه متفاوت خواهند بود. به ديگر سخن، آنچه يک دانشمند مسلمان ميفهمد و علمي که توليد ميکند، با توجه به تأثیر سوابق ذهني و اعتقادات و باورهاي او در آراي علمياش، علم ديني است، اما دانش کسانی که عوامل غيرديني در تشخيصهايشان اثر ميگذارد علم غيرديني، و يا احيانا ضدديني، است. علت اين تفاوت را نيز عدم امکان تفکیک کامل ميان علم و ارزشها، گرايشها، و باورهاي قبلي محقق ميدانند.
اين دو ديدگاه فاقد توجيه معقول و منطقي بوده، هر دو مردودند. زیرا اولاً میتوان اثبات کرد که دستيافتن به علم يقيني (فيالجمله و در برخی علوم) امکانپذير است. اين کاري است که در معرفتشناسي انجامشده و کساني که طالب تحقيق در اين زمينه باشند ميتوانند به منابع مربوط مراجعه نمايند.[١]ثانیاً، ميتوان نظرياتي علمي را نشان داد که يقينی و مطلقاند، و بدون تأثيرپذيري از باورها و گرايشهاي نامربوط ـ اعم از اجتماعی، دینی، و سنتي ـ در همة فرهنگها مورد پذيرش واقعشده، و در همة زمانها ثابت
[١] ر.ک: محمدتقي مصباح يزدي، آموزش فلسفه، ج١، بخش دوم: شناختشناسي.