رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٠ - ١ ١ ١   راه حل منتخب
را کامل کردهایم. [پس] معنا ندارد که بگوییم دوگونه انسان داریم، انسان اسلامی و انسان غیر اسلامی.»
پاسخ آن است که ما نيز ادعا نکردهايم دو گونه انسان وجود دارد، بلکه ميگوييم علم انسانشناسي غربي که بر تعريفي ناقص از انسان و تصوري مادي و «بشرطلا» از حقيقت مجرد او بنا شده است، با علم انسانشناسي ديني و اسلامي که موضوعش موجودي دوبعدي است تفاوتهايي فاحش دارد و همين تفاوت، توصيف آن به ديني و اسلامي را توجيه ميکند. از آنجا که تعريفي صرفاً مادي از انسان که بعد روحاني او را نفي ميکند، مطابق با واقع نيست، علم مبتني بر آن نيز همة واقعيت انسان را تبيين نميکند و از اين نظر با علم انسانشناسي اسلامي که شامل هر دو ساحتِ بدن و روح است تفاوت ماهوي پيدا ميکند. اگر علم انسانشناسي ماديگرا بُعد مجرد انسان را نفي نميکرد، آن را مسکوت ميگذاشت، و نسبت به آن «لابشرط» بود، ممکن بود انسانشناسي اسلامي را مکمّل آن تلقي نمود، لکن چنين نيست و نفي بخش اصلي انسان در انسانشناسي مسلط در غرب، آن را به طرح مسائل و نظرياتي واداشته است که در مجموع با انسانشناسي اسلامي تقابل پيدا ميکند. لازم به ذکر است که اين تقسيمبندي به معناي ردّ هر آنچه در انسانشناسي سکولار آمده نيست، بلکه معتقديم آنچه آنها دربارة بعد فيزيکي انسان گفتهاند ميتواند درست و مورد قبول باشد، و درصورتي که دربارة آن ترديد يا نقدي وجود داشته باشد، بايد با همان روش مورد ارزيابي و داوري قرار گيرد. سخن ما ناظر به