رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٢ - پيش گفتار
اگر موضوع آنها حقايق عيني نباشند. در چنين کاربردي عام، که در عرف نيز شايع است، از علم «زبانشناسي»[١]و شاخههاي مختلف آن مانند معناشناسي[٢]، دستور زبان[٣]، زبانشناسي تحولي[٤]، زبانشناسي تاريخي[٥]، زبانشناسي اجتماعي[٦]، و ... سخن به ميان ميآيد، با اينکه موضوع اين علوم از اعتباريات تشکيل شده، و مبتني بر قراردادهاي اجتماعي است.
در همة اصطلاحات گذشته، تعريفي که براي علم شده است، به علوم توصيفي اختصاص دارد، يعني علومي که در صدد کشف و توصيف واقعيتهاي موجوداند. اين تعريفها شامل رشتههايي از دانش نميشوند که به «فسلفة عملي» مشهورند يا به شاخة «علوم عملي» تعلق دارند، و به صدور دستورالعملها و توصيههاي عملي و ارزشي ميپردازند. قلمرو علم پزشکي طبق اصطلاحات گذشته، تا جايي است که عامل بيماري و راههاي درمان آن را بشناسيم و بدانيم چه مواد و عناصري براي مبارزه با اين باکتري، ميکروب، يا ويروس مفيدند. اما توصيه به رعايت نکات بهداشتي، يا دادن دستورالعمل به
١ . Linguistics
٢ . Semantics
٣. Grammer
٤. Evolutionary Linguistics
٥. Historical Linguistics
٦. Sociolinguistics