رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٢ - پيش گفتار
شايستة دين حق ميداند و بس، و تنها پاسخهاي صحيح به مسائل ديني را شايستة نام دين به حساب ميآورد. بر اين اساس، ميتوان دين را چنين تعريف کرد: «اعتقاد به آفرينندهاي براي جهان و انسان، و دستورات عملي متناسب با اين عقايد»[١]کساني که دين را شامل طريقت و شريعت دانستهاند[٢]همين معنا را اراده کردهاند، زيرا منظور ايشان از شريعت، هرگونه نظام عملي نيست، بلكه تنها شامل احكامي است كه خداوند وضع كرده، بر پيامبر وحي نموده، و توسط وي صاحبان خرد را به پذيرش و عمل به آن احكام فراخوانده است.[٣] علامه طباطبايي در تعريفي اخص از دين، آن را مجموعهاي مي داند كه از راه وحي و نبوت به دست انسانها ميرسد و شامل آموزههايي دربارة مبدء و معاد از يك سو، و قوانين عبادات و ارتباطات اجتماعي، از سوي ديگر ميشود.[٤] وي همچنين مينويسد:
فإن الدين هو الطريقة المسلوكة التي يقصد بها الوصول إلى السعادة الحقيقية و السعادة الحقيقية هي
[١] محمدتقي مصباح يزدي، آموزش عقايد (تهران: انتشارات سازمان تبليغات اسلامي، ١٣٦٥)، ج١، ص ٢٨. [٢] فاضل مقداد، شرح باب حادي عشر (مركز نشر كتاب، ١٣٧١)، ص ٢. [٣] علي بن محمد الجرجاني، التعريفات (مكتبة مصطفي البابي الحلبي و اولاده)، ٤٧، ٢/٣٢٧؛ محمد اعليبن علي التهانوي، كشاف اصطلاحات الفنون،١/٣؛ و القاضي عبدالنبي بن عبدالرسول الاحمد نگري، جامع العلوم اصطلاحات الفنون الملقب بدستور العلماء، (مؤسسة الاعلمي للمطبوعات) ٢/١١٨. [٤] علامه سيد محمدحسين طباطبايي، تفسير الميزان، (قم: مؤسسه النشر الاسلامي)، ج١، ص ٤٢٤.