رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧١ - ١ ١ ١   راه حل منتخب
اصطلاحات و معاني علم ديني اشتباه نشود، و از ديگر سو، محدوده و ميزان تأثيرگذاري آن در حل مشکل علم ديني روشن شود. پيشفرضهاي اين اصطلاح عبارتند از اينکه: اولاً تنها دانستههايي «علم» تلقي ميشوند که صحيح و مطابق با واقع باشند، خواه از روش عقلي به دست آمده باشند، يا تجربه، و يا ديگر روشهاي ممکن؛ ثانياً تنها علوم يقيني مطابق با واقع موضوع علم ديني قرار ميگيرند؛ و ثالثاً نگاه الهي به پديدهها و دخالت دادن ارادة الهي در روابط ميان آنهاست که دينيبودن يک علم را رقم ميزند. لازمة پيشفرض اول آن است که فرضيات علمي و نيز نظرياتي که از جهت منطقي به حد يقين نميرسند (و اکثر نظريات علمي را شامل ميشوند) از دايرة علم خارجاند. لازمة پيشفرض دوم نيز آن است که دانشهاي ظني که ممکن است دستخوش تغيير شوند، هيچ نسبتي با دين ندارند، و بنابراين نه دينياند و نه غيرديني.
اما پيشفرض سوم نياز به تأمل بيشتري دارد. ابتدا بايد معناي ارادة خدا و نقش آن در دينيشدن يک علم را به روشني تعريف کرد. همانگونه که در معارف ديني و مباحث علم کلام به تفصيل بحث شده است، خداوند دو نوع اراده دارد: اراده تکويني و اراده تشريعي. اراده تکويني خدا همان است که در جهان به وسيله سلسلة علل و اسباب تحقق پيدا ميکند و به پيدايش يک پديدة مادي يا غيرمادي منجر ميشود. اين سببها و علتها گاه عادي و شناختهشدهاند، و گاه فوق عادي و ناشناخته براي بشر، مانند آنچه در اختيار انبيا و اولياي خاص الهي قرار ميگيرد. خداوند متعال اراده تشريعي هم دارد که