رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٣ - ١ ١ ١   راه حل منتخب
براي ارادة تکويني الهياند و از قلمرو ارادة تشريعي و دين به اين معنا خارجاند. بنابراين نميتوان از اين مقدمه که علوم ديني در اصطلاح رايج، کاشف از ارادة الهياند، نتيجه گرفت: هر علمي که کاشف از هر نوع ارادة الهي (حتي ارادة تکويني) باشد «ديني» است؛ زيرا چنين استدلالي مشتمل بر مغالطة اشتراک لفظي است.
نکتة ديگر دربارة پيشفرض سوم آن است که دخالت دادن نوع نگاه دانشمند در علم، جعل اصطلاحي جديد براي علم برخلاف اصطلاح متعارف و مورد بحث در محافل مربوط است. پرسشي که در محافل ديني و علمي دربارة رابطة ميان علم و دين و معناي علم ديني مطرح است به معنايي از علم نظر دارد که نوع نگاه و تفسير دانشمند تأثيري در نتيجة تحقيق نداشته باشد. البته نگاه دانشمند اين اثر را دارد که وي از نتايج تحقيق خود در يک مسأله يا رشتة علمي چه استفادهاي براي ديگر زمينهها داشته باشد. همانگونه که وي ميتواند از يک مسألة رياضي به عنوان مقدمهاي براي پاسخ دادن به سؤالي در فيزيک بهره ببرد، همچنين قادر خواهد بود با نگاهي الهي به رياضيات، از يک مسئلة رياضي به عنوان مقدمهاي براي استدلالي کلامي سود برد. اما اين استفادة از علم به معناي دينيشدن رياضيات نبوده، مستلزم هيچگونه تغييري در علوم نخواهد بود، بلکه نوعي کاربرد براي علم رياضيات به حساب ميآيد و بيرون از حدود تعريفشده براي علم است. موضوع، مسائل، مقدمات، منابع، روش، و نتايج رياضيات در هر دو نگاه يکساناند، و تنها تفاوت در اين است که يک دانشمند اين حقايق را به عنوان