رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٣ - ١ ١ ١   راه حل منتخب
دارد، علم فقه هم به عنوان يک مجموعه کلي داراي زيرمجموعههايي مانند عبادتشناسي (نمازشناسي، روزهشناسي، و ...)، علمالمعاملات، حقوقشناسي، و ... خواهد بود. اينگونه مسائل نه با برهان عقلي قابل اثبات و پاسخاند، و نه در دام روش تجربي و مشاهدة آزمايشگاهي ميافتند، بلکه کشف و اثبات آنها تنها با استناد به وحي امکانپذير است؛ وحيي که به پيغمبر اکرم صلواتاللهعليهوآله شده است و ائمه اطهار علیهمالسلام آن را بيان کردهاند، و با واسطههايي برای ما نقل شده است. اين بدان معناست که اين علم، از علومي است که مسائلش با متد تاريخي نقلي اثبات ميشوند، و منابع آن هم فقط منحصر در منابع وحياني و ديني است.
حال اگر در اينجا، براي صدق معناي «علم» بر مجموعهاي از مسائل، به اعتقاد يا شناخت افراد کاري نداشته باشيم، بلکه «علم» را صرفاً به معناي متعلَّق شناخت و مجموعة مسائل در نظر بگيريم، در اين صورت، علم ديني به يک معنا جزئي از دين بهحساب ميآيد. به ديگر سخن، مجموعة قضايا و گزارههاي علمي، با صرف نظر از تصديق و اعتقاد افراد به آنها، و با صرف نظر از درجة اعتبار و يقين به محتوايشان، بخشي از محتواي دين به حساب ميآيند، و وجه نسبت چنين علمي به دين آن است که «علمٌ هُو الدّين»، يا «علمٌ هو جزءٌ مِنَ الدّين»، يعني يا مساوي با دين است و يا جزئي از آن. بنابراين، در اين تفسير از علم دینی، موضوع و محمول مسائل علم ديني در هيچ منبعي غير از متون ديني يافت نميشوند، و راه دستيابي به آنها و اثباتشان نيز در روش نقلي تعبدي منحصر