رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٩ - ١ ١ ١   راه حل منتخب
تعميم اين مشکل به همة معاني و وجوه ارتباط ميان علم و دين ناموجّه و ناشي از مغالطه است.
همچنين بر اساس معناي منتخب ما از علم ديني، اين استدلال ناتمام است. ما علم را بر اساس موضوع و دين را بر محور هدف تعريف کرديم و روش در هيچيک از آنها موضوعيت نداشت. بنابراين کشف واقعيت در موضوعي خاص، علم ناميده ميشود، خواه اين کشف از راه تجربه انجام شود، يا از راه عقل، يا با واسطة وحي. از سوي ديگر، شناختهاي لازم در مسير رسيدن به کمال و سعادت ابدي «دين» نام دارد، از هر راهي که به دست آيد و به هر ساحتي از هستي که تعلق گيرد. با پذيرش اين تعريف، يک مسئله هم ميتواند در حوزة علم باشد و هم در حوزة دين، وعلم حاصل از آن ميتواند علمي ديني يا غيرديني را بهوجود آورد.
همچنين اگر علم ديني را به معناي علمي که موضوعش قول يا فعل الهي است درنظر بگيريم، همة علوم ميتوانند در حوزة دين قرار بگيرند و ديني ناميده شوند، خواه روش آنها تجربي باشد، يا عقلي، يا نقلي، و يا شهودي. البته اينجا در مقام اثبات درستي اين معناها نيستيم و در جاي خودش نقدهاي خود را بيان کرديم، ولي مقصود اين است که دليلي بر حصر معناي علم، دين، و علم ديني در همان اصطلاحي که گويندة اين استدلال اظهار کرده است نداريم.
از طرف ديگر، ادعاي جدايي حوزة عقل از حوزة دين هم درست نيست، زيرا همانگونه که گذشت، بخشي اساسي از دين ـ باورهاي اصلي دينـ فقط از راه عقل و روش استدلال عقلي اثبات ميشود، پس