رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٨ - ١ ١ ١   راه حل منتخب
٧. گاهي براي نفي علم ديني اينگونه استدلال ميشود که حوزه عقل و علم از دين جداست، و بنابراين وجه مشترکي با يکديگر ندارند تا نسبتي ميان آنها شکل گيرد.
در اينجا نيز با مغالطة اشتراک لفظي روبهروييم که بر اساس آن، حکم يک معناي علم و دين به همة معاني آنها تعميم داده شده است. لذا بايد ابتدا اين پرسش را مطرح کرد که گويندة اين سخن از واژههاي علم و دين چه اراده کرده و آنها را به کداميک از معاني پيشگفته بهکار برده است. اگر منظور وي از «علم» معنايي باشدکه تنها شناختهاي حصولي تجربي را شامل ميشود، و از «دين» صرفاً محتواي وحي (کتاب و سنت) را ارده کرده باشد، و علم ديني را به معناي علمي تجربي با روش تعبدي تفسير کند، ادعاي عدم امکان پيدايش نسبت ميان ايندو ادعايي صحيح خواهد بود. دليل اين امر واضح است، زيرا مسئلهاي که فقط با تجربه قابل اثبات باشد ارتباط و اصطکاکي با مطالبي که فقط با وحي اثبات ميشوند پيدا نميکند، خواه اين ارتباط بهصورت تباين باشد، يا تعارض، و يا ترکيب. ولي معناهاي علم و دين در اين معاني خلاصه نميشوند، و همانگونه که در مبحث معناشناسي علم و دين گذشت، روابط اين دو بر اساس معاني ديگرشان بسيار متنوع است و در اکثر آنها با يکديگر وجوه و مرزهايي مشترک دارند و امکان پيدايش نسبتهايي گوناگون ميان اين دو وجود دارد. بهعلاوه که معيار براي نسبتدادن دين به علم هم در وجهي که گويندة اين رأي به آن پايبند گشته منحصر نميشود. بنابراين،