رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩١ - پيش گفتار
و درنتيجه با هدف دين، و سعادت و شقاوت انسان ارتباط پيدا نميکند. البته از آنجا که به عنوان مسلمان، ميدانيم اين مطلب کلام خداست، و معتقديم که خدا دروغ نميگويد، شک نداريم که اين مطلب راست و مطابق با واقع است، و به آن باور داريم. يا در قرآن کريم مثالهايي زده شده است، مانند: «كَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَهَا مِن بَعْدِ قُوَّةٍ أَنكَاثًا»[١]. اين يک مَثَل است که خداوند براي بيان مطلبي ديگر ذکر کرده است، و ارتباطي با سعادت انسان پيدا نميکند، ولي طبق اين اصطلاح، هر آنچه در قرآن و سنت آمده از مقولة «دين» است، هرچند يک ضربالمثل باشد. از سوي ديگر، بر اين اساس، اگر حقيقتي مانند عينالربط بودن انسان به خداوند با دليل عقلي اثبات شود ولي در منابع ديني از آن ذکري به ميان نيامده باشد، ديني نخواهد بود بلکه فراديني است، زيرا اين تعريف از دين شامل اينگونه مسائل نميشود.
در اصطلاحي ديگر، منظور از دين، هر مجموعة نظاممند از اعتقادات، ارزشها، و رفتارها نيست، بلکه تنها مجموعههايي دين ناميده ميشوند که علاوه بر مؤلفههاي بالا، دو ويژگي ديگر نيز داشته باشند: اول آنکه از سوي خداوند نازل شده باشند، و ديگر آن که تحريف نشده باشند. در يک کلمه، اين اصطلاح نام دين را تنها
[١] نحل (١٦): ٩٢.