رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٨ - ١ ١ ١   نقش هدف در تعريف دين
دانستهها و خواستههاي بشري از ديرزمان وجود داشته است و به دين خاصي محدود نميشود. ولي آنچه تعارض علم و دين ناميده ميشود و به صورت يک معضل نظري و عملي مطرح شده، فيلسوفان و متکلمان را به تکاپو براي نظريهپردازي و تلاش جهت حل و فصل آن واداشته است از خصوصيات عصر مدرن به حساب ميآيد. اين فعاليت فکري از يک سو ريشه در آموزههاي مسيحيت کنوني دارد، و از سوي ديگر زاييدة گرايشهايي فکري و فرهنگي است که از پسِ جنبشهاي فرهنگي قرون پانزده به بعد در اروپا رخ نمود. شايد بتوان گفت: نگاه تحقيرآميز، بلکه تکفيرآلود، کتاب مقدس و کليسا به علم، بيشترين سهم در شکلدادن نوع نگاه جهان غرب به رابطة ميان علم و دين را داشته است. کتاب مقدس که از دو بخش عمدة عهد قديم و عهد جديد ترکيب شده است، در توصيفي تحريفشده از جريان خلقت حضرت آدم و حواعلیهما السلام، «علم» را همان ميوة ممنوعهاي معرفي ميکند که تناول آن موجب خشم خداوند و اخراج حضرت آدم وحوا (و نسل بنيآدم) از بهشت عدن شد؛ عملي که به زعم نويسندگان کتاب مقدس، به «گناه جبلّي» بنيآدم تبديل شد و موجب گشت تا هر انساني از روز تولد گناهکار به دنيا بيايد! چنين علمي آشكارا با دين، ارادة الهي، و سعادت بشر در تعارض است. عامل ديگري که تعارض علم و دين را در ذهنيت انسان مدرن اروپايي نهادينه کرده است، آموزههايي غيرعقلاني، ضداخلاقي، و ضدعلمي مانند تثليث، بخشش گناهان توسط کشيش، آموزة زمينمركزي، و توصيه به ظلمپذيري در