رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢١ - ١ ١ ١   راه حل منتخب
ساحت روحي انسان است که يافتههاي انسانشناسي سکولار نبايد به معناي نفي آن تلقي گردد، و ضميمه شدن اين بخش عظيم از مسائل و يافتهها به علم انسانيشناسي، براي توصيف آن به وصف «ديني» يا «اسلامي» کافي است.
٤. در ادامة اين شبهات، چنين مطرح شده است که وجود دو گونه تعریف اسلامی و غیر اسلامی از موضوعاتي مانند انسان بيمعناست زيرا انسان يک ماهيت است و يک نوع انسان بيشتر وجود ندارد. درنتيجه، اسلامی و دينيبودن یا نبودن بهطور کلی منتفی است. از اينرو، ما نه دوچرخه اسلامی داریم و نه انسان اسلامی.
پاسخ آن است که البته انسان يک ماهيت بيشتر ندارد، ولي چه کسي تعيين ميکند که کدام تعريف درست است؟ براي موضوعاتي مانند انسان و ديگر حقايق عيني، ماهيت مشخصي وجود دارد که تعريف آن بر اساس مباني مختلف متفاوت است، و نياز به اثبات دارد. روشن است که هر مکتب فلسفي مطابق با اصول موضوعة خود تعريفي براي انسان ارائه ميکند که اگر اين تعريف با مباني اسلامي و ديني ناسارگار باشد، تعريفي غيرديني و غيراسلامي خواهد بود. درمقابل، تعريفي که مطابق با اصول و مباني اسلامي باشد، به يک معنا، تعريفي اسلامي خواهد بود. روشن است که اثبات درستي چنين تعريفي از راه تجربه امکانپذير نيست، بلکه بايد با استدلال عقلي و با استفاده از مباني فلسفي اثبات شود. اگر کسي به اين مطلب انتقاد داشته، ادعا کند که تنها راه شناخت حقايق و ماهيات منحصر در تجربه است و استدلال عقلي راه به