رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٢ - ١ ١ ١   راه حل منتخب
جايي نميبرد، در واقع ادعايي فلسفي از جنس معرفتشناسي کرده است که بايد در معرفتشناسي و با روششناسي خاص آن با او بحث کنيم تا روشن شود که آيا فقط معرفت تجربي صحيح است يا معرفت عقلي هم صحيح، بلکه اصح است. در اين صورت، بحث از حيطة انسانشناسي خارج شده، به قلمرو معرفتشناسي وارد شده است. در معرفتشناسي تبيين ميشود که راه کشف واقع منحصر در تجربه نيست، بلکه با برهان عقلي هم ميتوان واقع را کشف کرد، و در بعضي موارد تنها راه دستيابي به واقعيت، برهان عقلي است. البته اگر کسي «علم» را به معناي علم تجربي بهکار برد، اثبات مطالب غيرتجربي در محدودة «علم» به اين معنا نميگنجد، ولي اين بدان معنا نيست که اعتبار ندارد، زيرا دانش معتبر منحصر در علم تجربي نيست.
اما اين که نتيجه گرفته شده: «لذا ما نه دوچرخه اسلامي داريم، نه انسان اسلامي»، يک مغالطة آشکار است، زيرا وجوه افتراق اين دو بيش از آن است که بتوان دربارة آنها چنين حکم يکساني جاري کرد. توضيح آنکه: دوچرخه ماهيتي حقيقي ندارد تا براي شناخت آن نياز به مباني فلسفي باشد، بلکه اسمي قراردادي است که انسانها بر وسيلهاي نهادهاند که از دو چرخ، رکاب، زين، زنجير، و ... ساخته شده باشد. دربارة اين قرارداد، ميان کاربران زبان فارسي توافق وجود دارد و نسبت به آن اختلاف نظري وجود ندارد. اين درحالي است که «انسان» ماهيتي حقيقي است که با قرارداد و جعل قابل تعيين نيست. براي شناخت چنين حقيقتي بايد ماهيت آن را