رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٨ - ١ ١ ١   نقش هدف در تعريف دين
مسئول معارف و رفتارهاي مربوط به آخرت معرفي کردهاند.[١] از نظر ايشان، اگر عالمي تجربي دربارة آخرت اظهار نظر کند از حدود خود تجاوز کرده و نظراتش در اينباره اعتبار ندارد، همانگونه که اگر دين دربارة معارف و رفتارهاي دنيايي سخني بگويد پا از گليم خود درازتر کرده و اظهاراتش در اين زمينه بياعتبار است. اين نظريه درست نيست، زيرا رابطة ميان دنيا و آخرت از نظر اسلام به قدري درهمتنيده و تنگاتنگ است[٢]که نه تنها تفکيک آنها از يکديگر محال است، بلکه برخي آخرت را تجسم باورها، ملکات نفساني، و اعمال دنيوي انسان دانستهاند.[٣] پس چگونه ديني که ميخواهد سعادت اخروي انسان را تأمين کند ميتواند به باورها و رفتارهاي دنيوي او بياعتنا باشد؟
عدهاي ديگر تحت تأثير فلسفة تحليل زباني، مرز ميان علم و دين را مرزي زباني ميپندارند و معتقدند زبان دين با زبان علم تفاوت دارد. بر اين اساس، زبان علم زباني واقعنماست و گزارههاي علمي حاکي از واقعيتهاي عينياند، درحالي که زبان دين غيرواقعنماست و گزارههاي ديني سمبليک بوده، اهدافي اخلاقي را دنبال ميکنند و ارتباطي با واقعيات عيني ندارند. از اين رو، اگر در دين دربارة وجود، عدم، يا چگونگي موجودي سخن به ميان
[١] نمونة اين طرز فکر را ميتوان در برخي آرا و نظريات کساني چون مهندس مهدي بازرگان و همفکرانش مشاهده نمود. [٢] «الدنيا مزرعة الآخرة» [٣] «فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ» (زلزال (٩٩): ٩).