رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١٦ - ١ ١ ١   نقش هدف در تعريف دين
يکديگر، ايجاد بدبيني افراد نسبت به يکديگر، فراهمشدن زمينههاي اغراء و فريب، و مشکلشدن زندگي اجتماعي ـ قابل تجربه است و علوم اجتماعي ميتوانند با روشهاي خود اين رابطه را کشف کرده، به اين نتايج دستيابند.
اين در صورتي است که از يکسو روش تجربي در تعريف علم شرط شود، و از سوي ديگر، براي دين استفاده از روش يا منبعي خاص را شرط ندانيم. اما اگر تعاريف را تغيير دهيم و اصطلاحات ديگري از علم و دين را با يکديگر بسنجيم، چه بسا اين رابطه نيز دستخوش تغيير گردد. به عنوان مثال، اگر دين را در شناختهايي خلاصه کنيم که از کتاب و سنت به دست آمده باشد، ديگر وجه مشترکي با علم به معناي شناختي که از راه تجربه کسب شده باشد نخواهد داشت و رابطة ميان آنها تباين خواهد بود، زيرا استفاده از کتاب و سنت با روش نقلي امکانپذير است، و معرفت تجربي هيچ ارتباطي با آن پيدا نميکند.
در مواردي که رابطة عموم خصوص مطلق يا عموم و خصوص منوجه وجود دارد، امکان توافق علم و دين در توصيف حقايق مشترک، ارائة راهحل دربارة معضلات مشترک، و انشاء احکام و دستورات براي رفتارهاي مربوط وجود دارد، همانگونه که امکان تعارض آنها در بعضي از اين مسائل دور از ذهن نيست. بنابراين، محل بحث و گفتوگو در مبحث رابطة علم و دين در ميان صاحبنظراني که در اين وادي وارد شدهاند، عموماً اين دسته از معاني علم و دين است. جايي که ميان علم و دين تباين کلي برقرار