رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١٨ - ١ ١ ١   نقش هدف در تعريف دين
سعادتمندانه، اصالتاً تعهدي براي تبيين حقايق خارجي و عيني ندارد. البته بيان حقايقي که براي سعادت انسان ضروري بوده، راه ديگري براي درک و شناخت آنها وجود نداشته باشد نيز بخشي از هدف و وظيفة دين را تشکيل مي دهد. اين معارف شامل حقايقي دربارة تفاصيل مربوط به مبدأ، معاد، نبوت و مانند آنها ميشود که به اصول اعتقادي دين مربوط ميشوند و ايمان و اعتقاد به آنها سنگ بناي سعادت جاودان را تشکيل ميدهد. اصول و کليات اعتقادات نيز اصالتاً با روش عقلي اثبات ميشوند و پيش از پذيرش و ورود به دين بايد تعيين تکليف شده باشند، ولي معرفت به بسياري از جزئيات و تفاصيل آنها راهي جز تبيين و تعليم توسط وحي ندارد. از اين تفاصيل که بگذريم، بخش اصلي دين به تبيين سيستم ارزشي اسلام تعلق دارد که رابطة افعال اختياري با سعادت را تعيين ميکند و مبناي دستورات عملي (اعم از عبادي، اخلاقي، و حقوقي) دين قرار ميگيرد. آنچه خارج از اين چارچوب در متون ديني مورد اشاره قرار گيرد، اموري جنبي است که نه بيان آنها به کمال دين ميافزايد، و نه عدم بيان آنها نقصي براي دين بهشمار ميآيد.[١]
اموري که در دين به اين معنا جاي ميگيرند طيفي وسيع از مسائل فردي و اجتماعي، عبادي و تعاملي (معاملات به معناي عام) را شامل ميشوند. هم از اينروست که اسلام، برخلاف برخي اديان تحريفشده، تنها به مسائل فردي و احساسات دروني بسنده نکرده
[١] محمدتقي مصباح يزدي، «سلسله گفت و شنودهايي در مورد مباحث بنيادي علوم انساني، فصلنامه مصباح، س ٢، ش ٨ (زمستان ١٣٧٢)، ص ١٨ـ١٩.