رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١٩ - ١ ١ ١   نقش هدف در تعريف دين
است، بلکه بخش عمدهاي از معارف و دستورالعملهاي خود را به امور اجتماعي و روابط انسانها با يکديگر و تعامل آنها با جهان پيرامون اختصاص داده است.[١] اين حقيقت از آنجا نشأت ميگيرد که از ديدگاه اسلام، همة رفتارهاي اختياري انسان ميتوانند در سعادت يا شقاوت ابدي او تأثيرگذار باشند و از اين رو بيان ارتباط آنها با سرنوشت ابدي انسان در حيطة وظايف و قلمرو دين قرار ميگيرد. نکتة قابل توجه آن که اين حقيقت نبايد موجب تلقي عاميانهاي گردد که در مورد هر مسأله و معضل فردي و اجتماعي بايد به دنبال دريافت نسخهاي ويژه و آماده از قرآن و حديث بود. اين نگرش عاميانه و غیرواقعبینانه به اسلام به دليل غفلت از اين نکتة اساسي شکل گرفته است که آنچه در دايرة دين (به اين معنا) قرار ميگيرد آن بخش از مسائل فردي و اجتماعي است که با هدف آفرينش انسان و سعادت (و شقاوت) وي ارتباط پيدا ميکند[٢]. به عبارت ديگر، بيان ارزش رفتارهاي انسان از جهت تأثيرگذاري آنها بر سعادت يا شقاوت انسان در حيطة وظايف دين قرار ميگيرد، و نه همة حيثيات و مسائل مربوط به انسان يا حتي افعال انساني.[٣] از اينرو بيان واقعيات مربوط به حقايق فيزيکي و شيميايي، پديدههاي زمينشناختي و کيهاني، ساختمان بدن انسان،
[١] دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، تاریخ جامعهشناسی و تفکرات جامعهشناسی، [سلسله جزوات جامعهشناسي، ج٨]، ص٤٤. [٢] محمدتقي مصباح يزدي، پيشنيازهاي مديريت اسلامي، ص ٢٨٥. [٣] محمدتقي مصباح يزدي، نظريه سياسي اسلام، ج ١: ٦٢.