رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٧ - پيش گفتار
از آنجا که «يقين» در اين تعريف ملاک علمبودن معرفي شده است، اين سؤال پيش ميآيد که آیا معرفت يقينی به واقعيت تا چه اندازه ممکن است. برخي شکاکان يا منکران علم مدعياند که دستيابي به يقين غيرممکن است، و بنابراين علم به اين معنا دستنيافتني است. توجه به اين نکته لازم است که «يقين» نيز اصطلاحات مختلفي دارد و براي قضاوت در اينباره بايد روشن شود دربارة کدام يک از معاني يقين صحبت ميکنيم.
يقين در يک اصطلاح، همان است که برخی فيلسوفان ـ به خصوص ابن سينا در برهان شفا ـ آن را تعريف و شرايطي براي آن تعیین کردهاند. یقین بر اساس دیدگاه آنها این است که نه تنها به ثبوت محمولي براي یک موضوع باورمند باشيم، بلکه به محال بودن نفي اين محمول از آن موضوع نيز علم داشته باشیم.[١]چنين يقيني گرچه واقعاً نادر است، ولي با اين وجود ـ برخلاف نظر شکاکان یا نسبيگرايانـ يقينهايي از اين سنخ وجود دارند.
اصطلاحي دیگر براي يقين وجود دارد که شرايطش از اصطلاح اول کمتر و امکان حصول آن بيشتر است، و آن شناختي است که همة عقلا به آن اعتماد ميکنند. هماکنون شما يقين داريد که اين
[١] «فالعلم الذي هو بالحقيقة يقين هو الذي يعتقد فيه أن كذا كذا، و يعتقد أنه لا يمكن ألا يكون كذا اعتقادا لا يمكن أن يزول. فإن قيل للتصديق الواقع إن كذا كذاـ من غير أن يقترن به التصديق الثاني أنه يقين فهو يقين غير دائم، بل يقين وقتا ما.» (ابنسينا، الشفاء، كتاب المنطق، باب البرهان، الفصل السابع، ص ٧٨)/ محمدتقي مصباح يزدي، شرح برهان شفاء، ج١، ص ٤٠-٤١.