رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠٠ - ١ ١ ١   راه حل منتخب
نزديکترين مناسبتي است که ميتواند بين علم و دين وجود داشته باشد. در مقابل، علمي قرار ميگيرد که موضوع و مسائلش با مسائل دين تباين دارد و هيچ ربطي به يکديگر ندارند. مطابق با همين اصطلاح است که علوم حوزوي را علوم ديني مينامند و آنها را از علوم دانشگاهي جدا ميکنند، چرا که آنچه مانند علم فيزيک يا رياضيات در دانشگاهها مورد بحث و تحقيق قرار ميگيرد خودبهخود ارتباطي با دين و بخشهاي اصلي آن از قبيل اعتقادات، اخلاق، و احکام ندارد. آنها عمدتاً با روشهاي تجربي يا عقلي محض مطالعه ميشوند، و از منابع ديني در حل وفصل مسائلشان استفاده نميکنند. اما علوم ديني در اين اصطلاح به علومي مانند خداشناسي، معاد، نبوت، و فقه گفته ميشود که مسائلشان در متن دين آمده است، و با مسائل دين به نحوي اتحاد دارند.
علومي نيز يافت ميشوند که حالت مرزي و بينابين دارند، به اين معنا که بعضي از مسائلشان با مسائل ديني تداخل و اشتراک دارند. ممکن است اين علوم را نيز به علوم ديني ملحق کرد که در این صورت ميتوان گفت علمي ديني است که در مسائلش با مسائل ديني اشتراک داشته باشد. ولي اگر علمي هيچ وجه مشترکي با دين از جهت مسائل نداشته باشد، علمي غيرديني خواهد بود. نکتة قابل توجه آن است که در اين اصطلاح، به هدف يا کاربرد يک علم توجه نميشود، بنابراين هدف مشترک يک علم با دين، يا امکان کاربردهاي مشترک ميان آن دو، نقشي در ديني دانستن علم به اين معنا ندارد. همچنين اگر دين به معناي اعتقادات و ارزشهاي