رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠١ - ١ ١ ١   راه حل منتخب
معطوف به سعادت در نظر گرفته شود، برخي از علومي که در اينجا ديني ناميده شدند، از دايرة علوم ديني خارج ميگردند.
عامل ديگري که کاربرد وصف ديني براي يک علم را موجّه ميسازد آن است که آن علم (خواه رشتة علمي يا مسألهاي علمي) در اثبات مسائل ديني مورد نياز باشد، بهگونهاي که بدون آن نتوان مسائل ديني را اثبات کرد. به ديگر سخن، اگر علمي اصول موضوعة دين را فراهم کند، شايستة نام «علم ديني» دانسته ميشود. همانگونه که در منطق بيان شده است، در قضاياي غيربديهي، براي اثبات محمول براي موضوع بايد از اصول موضوعهاي استفاده کرد که در جايي ديگر اثبات شده باشند. اصول موضوعه يا از قبيل مصادرات است و يا اصول متعارفه. براي اثبات حقايق ديني ـ در زمینه عقاید، اخلاق، و احکام ـ يا پاسخ به سؤالهاي دینی به مقدماتي نياز است که در علوم ديگر مورد بحث و بررسي و اثبات واقع ميشوند. چنين علومي را ميتوان به يک معنا «علم دینی» نامید.
از آنجا که بخش عمدهاي از منابع معرفت ديني، متون اصيل ديني است که به زبان عربي است، مطابق با اين اصطلاح، بايد علومي چون لغت و ادبيات عربي، علوم صرف و نحو عربي، معاني و بيان، و علوم مربوط به فصاحت و بلاغت عربي را از علوم دینی دانست، چرا که اين علوم در فهم آيات و روايات دخالت دارند، و بدون دانستن آنها نميتوان منابع اصيل ديني را درست فهمید.