رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٦ - ١ ١ ١   راه حل منتخب
خارج شويم، باورها و ارزشهاي شخص ميتواند منشأ آثار زيادي باشد. به عنوان مثال، يک دانشمند مسلمان ميتواند از کشفيات و مسائل علوم تجربي اينگونه نتيجه بگيرد که خداوند نظام هستي را چنان برقرار کرده است که چنين روابطي دقيق ميان پديدههاي مادي و کميتها پديد آيد. در نتيجة چنين نگرشي است که با هر کشف جديد تجربي، يقين دانشمند مسلمان به قدرت و حکمت الهي بيشتر ميشود، همانگونه که عکس اين حرکت در مورد دانشمند ملحد اتفاق ميافتد. او با هر کشف جديد بر اين ديدگاه خود اصرار بيشتري ميورزد که براي تبيين روابط علّي ميان پديدههاي جهان مادي نيازي به موجودي ماوراي مادي نيست، و اصولاً نه نيازي به اثبات او احساس ميکند و نه دليلي براي آن مييابد.
اين نگاهها و نتايج حاصل از آنها، درهرصورت، ماهيت فرمولهاي تجربي را تغيير نميدهند. به ديگر سخن، پاسخ يک مسألة تجربي در هر صورت يکي است، چه شخص مسلمان آن را حل کند يا غيرمسلمان. تنها چيزي که ممکن است در اين ميان تغيير کند، تأثيري است که اين کشفيات بر تقويت يا تضعيف اعتقادات ديني يا ضدديني محقق ميگذارد، که آن هم جزء ماهيت علم تجربي (به اين معنا) نيست. بنابراين، اگر علم و دين را به اين معنا درنظر بگيريم، نوع نگاه محقق جزء علم نيست، بلکه نگاه يک ناظر بيروني به محتواي علم و نتيجهگيري غيرتجربي (و غيرعلمي) از آن است، و کاربرد واژة «علم» دربارة آن، نوعي مجاز به حساب ميآيد. پس، علم بر اساس اين معنا، نه ديني است و نه غيرديني. اما